روش‏ها و گرايش‏هاي تفسيري

پدیدآورسید حسن فخر زارع

تاریخ انتشار1388/11/21

منبع مقاله

share 13 بازدید
روش‏ها و گرايش‏هاي تفسيري

سيدحسن فخر زارع

موضوع روش هاى تفسيرى از جمله مباحثى است كه دانشمندان مسلمان با عنوان (مناهج تفسيرى) آن را مورد تحقيق و بررسى قرار داده اند و به لحاظ آنكه صحيح ترين منابع فهم متون دينى, قرآن, روايات, عقل سالم و فطرى است, روش هاى تفسيرى نيز عبارت از تفسير قرآن به قرآن, قرآن به روايات, تفسير عقلى و تفسير اجتهادى خواهد بود و اينها از جمله مباحثى است كه در اين كتاب به آنها پرداخته مى شود. البته در ضمن مباحث مزبور (گرايش ها و اتجاهات تفسيرى) كه دربردارنده مكاتب مهم تفسيرى است نيز بحث مى شود.
جمله اين مباحث در سه بخش اصلى و در طى فصولى سامان يافته است: بخش اول كليات بحث مورد بررسى واقع شده است. بخش دوم روش ها و مناهج تفسيرى و در بخش سوم به گرايش ها يا اتجاهات تفسيرى پرداخته شده است.
بخش اوّل. واژه تفسير (مصدر باب تفعيل) در لغت از فسر مقلوب واژه سفر به معناى بيان و كشف كردن و تفسير باب تفعيل به مقتضاى برخوردار بودن از نوعى مبالغه, مى بايست همراه با تلاش و كوشش زياد است و در اصطلاح تفسير, علمى است كه مفاهيم الفاظ و كلام خدا را روشن مى كند.
تفسير قرآن به خاطر برترى موضوع, برترى هدف و نيازمندى بيشتر انسان به آن از علومى است كه از ارزش و اهتمام والايى برخوردار مى باشد, و به خاطر آنكه قرآن در بيان آيات احكام به كليات آنها بسنده نموده است و همچنين به لحاظ وقوف بر شأن نزول آيات, نياز به تفسير آيات بسيار مشهور و ملموس مى باشد. با عنايت به آنچه ذكر شد, روشن گرديد كه موضوع علم تفسير, كلام وحيانى خدا است و هدف از آن, نيل به فهم كلام خداوندگار و رسيدن به حقايقى است كه سعادت بشر را در دنيا و آخرت تأمين مى نمايد.
تأويل: اكثر لغويين آن را بازگشت به مكان حقيقى يا اصلى معنى نموده اند و در اصطلاح نيز اقوال مختلفى بيان شده است:
1. برخى, تأويل را مترادف تفسير دانسته و به معناى بيان آيات قرآن معنى كرده اند كه از جمله طرفداران اين نظريه را مى توان فخر رازى, قرطبى, طبرى و صاحب تاج العروس برشمرد.
2. برخى نيز گفته اند: تأويل همان اعيان خارجى محسوس و قابل مشاهد است. ابن تيميه, شيخ محمد عبده و رشيدرضا از قائلين به اين نظريه مى باشند.
3. بعضى ديگر فهم باطن قرآن را تأويل و برداشت از ظاهر آن را تفسير مى دانند كه ابوطالب تغلبى و از ميان معاصران آيةاللّه معرفت از جمله طرفداران اين نظريه اند.
4. عده اى نيز گفته اند تأويل عبارت است از حقيقت و واقعيت هايى كه بيانات قرآن حاكى از آن ها است كه علامه طباطبايى از جمله طرح كنندگان اين نظريه است.
نويسنده پس از نقد و بررسى هريك از اقوال ديدگاه علامه طباطبايى را مى پسندد.
در پايان اين بخش, مؤلف به معناى ترجمه و اقسام سه گانه آن (لفظى, محتوايى و تفسيرى) و بررسى مفهوم روش و منهج تفسيرى, گرايش (اتجاه) تفسير, اثر و تفسير مأثور پرداخته است.
بخش دوم. دانشمندان علوم قرآن, در گذشته روش ها و گرايش هاى تفسيرى را يا كمتر مورد توجه و تحقيق قرار داده اند و يا به شكل بسيار جزيى از آن بحث نموده اند. اما با گذشت زمان, امروزه كتاب هاى مستقلى در اين باب نگاشته شده است.
مهم ترين روش هاى تفسيرى موجود, چهار روش مى باشد: روش قرآنى (قرآن به قرآن), روايى (تفسير قرآن به روايات) عقلى و اجتهادى.
روش تفسيرى قرآن به قرآن, عبارت است از شيوه اى از تفسير كه توضيح و كشف آيه اى به وسيله آيات هم لفظ و هم محتوا انجام مى شود و تا آنجا كه آيات بتواند روشنگر آيه اى باشد, نوبت به ديگر منابع نمى رسد. بنابراين آغاز و چشم انداز هر آيه بايد آيات قرآن باشد.
از طرفداران اين نظريه مى توان از ابن تيميه, بدرالدين زركشى, علامه طباطبايى صاحب تفسير (الميزان), دكتر صادقى صاحب تفسير (الفرقان) و محمدامين مالكى شنقيطى صاحب (اضواء البيان) عبدالكريم خطيب صاحب (تفسير القرآنى للقرآن) نام برد.
دلايلى كه بر اين شيوه تفسيرى اقامه شده است, آياتى از قرآن (مانند آيات بيان و تبيان, آيات تدبر و تمسك, آيات نور, آيات محكم و متشابه و آيات مدى و بيّنات), رواياتى از پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) و نيز شيوه هاى بيانى قرآن مى باشد.
اين شيوه تفسير كه البته از زمان ائمه(ع) رايج بوده است در صورتى صحيح است كه ظواهر قرآن و آيات حجت باشد; چرا كه اگر از ظواهر نتوان برداشت كرد, اساس روش تفسيرى مزبور از كار خواهد افتاد.
تفسير قرآن به قرآن را مى توان به دو نوع كلى تقسيم نمود:
الف) تفسير با تناسب ظاهرى كه ابهام برخى از آيات با بررسى آيات متناسب با آنها برطرف مى گردد.
ب) تفسير بدون تناسب ظاهرى كه آيه اى مى تواند روشنگر آيه اى ديگر باشد; بدون ارتباط و تناسب ظاهرى با همديگر.
روش تفسير روايى, به منهج اثرى نيز معروف است و در ميان روش هاى تفسيرى داراى جايگاه ويژه اى است. در اين كه تا چه حد روايات مى تواند مبيّن آيات قرآن باشد, سه نظريه وجود دارد كه يكى مانند اخبارى ها دچار افراط شديد, ديگرى در ورطه تفريط فرو غلتيده اند و دسته اى راه اعتدال و ميانه را در پيش گرفته اند. اما در واقع گرچه روايات تفسيرى از منابع مهم فهم قرآنى به شمار مى آيند, لكن اين نوع تفسير آفاتى نيز دارد كه بايد از آنها اجتناب نمود, كه مهم ترين مشكلات اينگونه روايات, وجود روايت هاى ساختگى و جعلى اسرائيليات, وجود تناقض در اين احاديث, و تفسير نشدن تمام آيات قرآن و… مى باشد. در عين حال اين نوع تفسير امتيازاتى دارد; از جمله, تبيين مراد خداوند, پيشگيرى از افكار خارج از حوزه دين, آگاهى از بطون, روشن شدن آيات ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مخصصات و مقيدات آيات با خود.
در اينكه روايات تفسيرى پيامبر(ص) آيا تمام تفسير آيات, يا اندكى و يا مقدار متنابهى را به خود اختصاص داده است, در بين دانشمندان اسلامى اختلاف است كه قول سوم, نزديك به اعتدال مى باشد.
اساس دلايلى را كه بر حجيت قول اهل بيت(ع) در تفسير قرآن مى توان عنوان كرد, آياتى است كه اهل بيت را مطهرات و مفسران واقعى قرآن و وارثان كتاب و برگزيدگان خدا مى داند. همچنين در بين روايات حديث ثقلين, حديث سفينه, حديث امان, سخنان رسول خدا در ارتباط با دانش امام على(ع) و ديدگاه صحابه در مورد آنان بهترين دلايل و مؤيدات بر اين مسئله است.
اما يكى از موضوعات مهمى كه حجم عظيمى از روايات تفسيرى را دربر مى گيرد, روش تفسيرى اهل بيت(ع) است كه آنان قرآن را با روش ها و شيوه هاى مختلفى تفسير كرده اند كه به طور كلى مى توان از روش هاى تفسير قرآن به قرآن, روش روايى, روش لغوى, ادبى, استفاده از تشبيه و تمثيل, روش عقلى, و علمى را نام برد.
در پايان بحث درباره اين روش, تفاسير روايى شيعه مانند تفسير قمى, عياشى, البرهان و… و تفاسير روايى اهل سنت مانند طبرى, ثعلبى و… معرفى شده است.
روش تفسيرى عقلى, عقل بالاترين موهبتى است كه خداوند به انسان عنايت فرموده است و در ديدگاه دانشمندان اسلامى رابطه اى ناگسستنى بين آن و دين وجود دارد و هيچ گونه تعارضى با دين ندارد.
بنابراين يكى از روش هاى تفسير, تفسير قرآن با عقل است كه مفسر با استفاده از درك و فهم سليم به تدبر و تفكر در قرآن و فهم معانى آيات به تفسير آن بپردازد. دلايلى كه بر اين نوع تفسير مى توان اقامه كرد, آياتى از قرآن درباره تدبر و نيز آيات فراوانى است كه با جمله هاى (افلا تعقلون),( لعلكم تعقلون), (لقوم تعقلون )و… همراه است. نيز روايات زيادى از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و سيره عملى مفسران در اين باره مى باشد. روشن است كه اين قسم از تفسير برخلاف تصور برخى افراد ظاهربين, با تفسير به رأى كاملاً تفاوت دارد.
تفسير به رأى, اين نوع تفسير از روش هاى تفسيرى نيست, لكن بدين جهت در اين بحث مطرح شده است كه مفسر گرفتار آن نگردد و با آگاهى دقيق از آن پرهيز نمايد.
پيشينه اين نوع تفسيرگويى به صحابه پيامبر برمى گردد كه جعل احاديث, تحريف معنوى آيات و انحراف افكار از حقايق قرآن كريم به خاطر دنياطلبى و رسيدن به مقام ها و زندگى دنيوى عده اى رايج گرديد و متأسفانه حجم وسيعى از تفسيرها را به خود اختصاص مى دهد و البته تفسير به رأى نه تنها در آيات كه در روايات هم صورت گرفته است; به هر تقدير مفسر بايد مواظب باشد تا در اين روشى كه مورد مذمت تمام مفسران و دانشمندان مى باشد, خواسته يا ناخواسته قرار نگيرد.
روش اجتهادى, اين روش كامل ترين و جامع ترين روش ها است كه مفسر با دليل و برهان و استفاده از ادله و منابع صحيح قرآن, روايات, عقل و اقوال مفسران به تفسير آيات قرآن مى پردازد.
شواهد و دلايلى از آيات قرآن و روايات پيامبر(ص) بر اين نوع تفسير اقامه شده است و البته شرايطى براى مفسران اين روش ذكر شده است كه برخى از آنها مربوط به مرحله مقدماتى است, مانند آشنايى با ادبيات عرب و لغت, آگاهى از شأن نزول و نوع آيات, آگاهى بر روايات و قرائات و علوم و….
برخى ديگر مربوط به مرحله اجرايى است كه مفسر بايد غرض آيه و سوره را دانسته و به فصل بندى سور و جمله بندى آيات به خوبى آگاه باشد.
بعضى ديگر نيز در مرحله ارجاعى است كه مفسر به منابع مهم مربوط بايد مراجعه نمايد و پاره اى ديگر از شرايط هم كه در مرحله نهايى است عبارت اند از: انتخاب بهترين ديدگاه ها و بررسى مسائل و نكات جنبى.
در پايان, تفاسير اجتهادى شيعه و اهل سنت معرفى مى شود.
بخش سوم, يكى از مهم ترين مباحث مكاتب تفسيرى گرايش ها يا اتجاهات تفسيرى است. گرايش هاى تفسيرى ويژگى ها و خصايص فكرى يك مفسر است كه پيش فرض ها و تراوش هاى فكرى خود را در تفسير اعمال مى كند و اين باعث مى شود تا تفاسير از يكديگر متمايز گردند.
گرايش گاهى تام, گاهى ناقص و گاهى تركيب از دو گرايش يا همراه با يك روش خاص نيز هست. در گرايش هاى تفسيرى چون پيش فرض هاى مفسر دخالت دارد, احتمال تفسير به رأى در اين موارد بسيار زياد است.
گرايش عرفانى, در اين گرايش با دست كشيدن از ظاهر قرآن به معناى باطن آن پرداخته مى شود; زيرا باطن اصل و ظاهر تنها عنوانى براى باطن است. (تفسير رمزى, اشاره اى, اسطوره اى و صوفى نيز نام ديگر اين گرايش است).
دلايل اين گرايش روايات بطن, وجود مثل ها, كنايات, استعارات و اشارات در قرآن كريم و حروف مقطعه است, ولى در اين گرايش چون در بيشتر موارد سليقه هاى شخصى اعمال مى شود و ضوابط و قواعد روشنى ندارد, پذيرفته نيست مگر اين كه منطبق با ظاهر آيات, روايات و عقل باشد و معارضى نيز نداشته باشد كه در اين گرايش مى توان به تفاسير محى الدين عربى, (حقايق التفسير) سلمى, (لطائف الاشارات), (كشف الاسرار) ميبدى و (بيان السعاده) گنابادى اشاره نمود.
گرايش كلامى, در اين گرايش مهم ترين آيات مربوط به مسائل كلامى و اعتقادى مورد بحث قرار مى گيرد, متكلمان بر اثر اختلاف مبانى شيوه و روش آنها در برداشت و فهم آيات نيز متفاوت مى باشد:
1. برخى تنها ظواهر آيات و روايات را اخذ نموده, در نتيجه قائل به تشبيه و تجسيم شده اند; مانند احمد بن حنبل (م241).
2. برخى ظواهر را با بهره ورى از عقل و خرد و با تأويل بردن مواردى كه تشبيه و تجسيم لازم مى آيد به تفسير آيات پرداخته اند, مانند معتزله.
3. حد وسط ميان اين دو روش. نه مفاد ظاهرى و نه تأويل است, بلكه هرجا تجسيم لازم آيد, معناى آن را نمى دانيم و به خدا واگذار مى كنيم (اشعرى).
4. شيوه بين نفى و اثبات. براى فهم آياتى كه متشابه هستند, از آيات محكم استفاده شود كه در صفات خبريه دو ويژگى بايد قائل شويم: ويژگى لفظى و ظاهرى و ويژگى مقامى. ويژگى نخست قابل دفاع نيست و تجسيم لازم مى آيد; ويژگى مقامى محفوظ مى ماند.
مهم ترين مباحث قرآنى مورد اختلاف متكلمان, بحث امامت, صفات خبريه, رؤيت خداوند, كلام الهى و مسئله جبر و اختيار است و مهم ترين تفاسير كلامى نيز به ترتيب از شيعه, زيديه, معتزله و اشاعره, تبيان, مجمع البيان و الميزان, الصفوة و (فتح القدير) شوكانى, كشاف, متشابه القرآن جاحظ, تفسير ابوعلى جبايى, تفسير كبير فخر رازى و اعجاز القرآن باقلانى است.
گرايش ادبى, اين گرايش به سه شيوه تفسيرى: تفسير بيانى, تفسير لغوى و هرمنوتيك تقسيم مى شود.
تفسير بيانى شيوه اى است كه با توجه به فصاحت و بلاغت قرآن به تفسير آيات پرداخته مى شود. تفسير كشاف و بحر المحيط اندلسى از مهم ترين آنها مى باشد.
تفسير بيانى در عصر جديد, روشى است كه امين خولى و همسرش عايشه بنت الشاطى از پديدآورندگان آن هستند كه به بررسى موضوعى آيات, ترتيب زمانى نزول و مسائل تاريخى آن حالات و موقعيت فرهنگى و مكانى نزول, بررسى مفردات و تركيبات قرآن پرداخته مى شود.
تفسير لغوى, تفسيرى است كه به شرح لغات و واژگان و مفردات الفاظ قرآن مى پردازد كه تفسير معانى القرآن فرّاء (207 هجرى) و همچنين مفردات راغب اصفهانى و التحقيق فى كلمات القرآن مصطفوى از جمله آن است.
تفسير هرمنوتيك قرآن, نداى اين روش از غرب برخاسته است و هايدگر, ايكلتون و… نظريه پردازان اصلى آن مى باشند.
اين تفسير در ارتباط با مباحث اعجاز ادبى و زبان شناسى قرآن و تفسير الفاظ مى باشد. فهم متن يا نيت مؤلف اصول عمومى فهم متن, راه يابى به معناى تمامى متن, پيش فرض هاى فكرى مفسر, تأويل, نص و قرائت هاى مختلف تاريخ مندى نص, دين و تفكر دينى, دين و مدرنيته از مهم ترين مباحث آن مى باشد.
گرايش علمى, منظور از علم همان علوم تجربى (مكتب پوزيتويسم) و تفسير علمى تفسيرى است كه مفسر آن معتقد است قرآن كريم دربردارنده تمام يا برخى از علوم يا فرضيه ها مى باشد و در صدد تطبيق آيات قرآن بر كشفيات علمى جديد و قديم است. در اين زمينه گروهى افراطى و علم زده هستند, گروهى متعادل و گروهى نيز منكر اين هستند كه قرآن كريم دربردارنده علوم تجربى باشد. اما ديدگاه متعادل كه رشحات علمى در قرآن كريم مطرح شده است, صحيح ترين ديدگاه مى باشد. از طرفداران افراطى تفسير علمى طنطاوى صاحب تفسير (الجواهر) مى باشد.
گرايش اجتماعى, يكى از گرايش هايى كه در قرون اخير گسترش يافته است, تفسير قرآن كريم با ديد نيازهاى اجتماعى است كه مفسر به مباحث مورد نياز جامعه و متناسب با زمان خود مطرح مى كند. احتمال تفسير به رأى نيز در اين گونه تفاسير وجود دارد, تفاسير (المنار), (المراغى) (فى ظلال القرآن), (تفسير نمونه), (پرتوى از قرآن) و (من وحى القرآن) از مهم ترين آنها است.
گرايش فلسفى, فلسفه به عنوان يك دانش عقلى به دنبال اثبات وجود حقيقى و واجب الوجود و حقايق هستى است كه از مهم ترين موضوعات قرآنى اثبات وجود بارى تعالى, معاد, هستى شناسى, انسان شناسى, متافيزيك و ماوراء طبيعت است.
ملحقات: 1. ارزش نظريات صحابى و تابعين: در اين زمينه سه ديدگاه وجود دارد: ديدگاه صحيح اين كه اقوال صحابه و تابعين به خودى خود حجيت و اعتبارى ندارد, زيرا هيچ دليلى از قرآن و روايات براى حجيت آن وارد نشده است.
2. تفسير تربيتى و موضوعى كه هر يك خود داراى اقسامى است. در تقسيم بندى علوم تفسيرى, از اساليب و شيوه هاى نگارش تفسيرى محسوب مى شوند, نه از نوع روش يا گرايش.
3. تفسير فقهى: جزيى از تفسير موضوعى است. اجتهاد مفسر بر شناخت و دريافت احكام و فروع فقهى از آيات قرآن است كه اين نوع تفسير از قديمى ترين تفسير موضوعى به حساب آمده است و نخستين كتاب, آيات الاحكام صائب كلبى است.
كتابنامه روش هاى تفسيرى: مؤلف محترم در كتابنامه ويژه روش هاى تفسير به 112 منبع و كتاب اشاره نموده است كه براى محققان اين فن بسيار مفيد مى باشد.

مقالات مشابه

دوگان کلام محوری / انسان محوری؛ رویکردی نو در گونه‏ شناسی تفاسیر قرآن کریم

نام نشریهپژوهش دینی

نام نویسندهمحمود کریمی, محمد حسن شیرزاد, محمد حسین شیرزاد

تفسیر تاریخی قرآن کریم

نام نشریهقرآن و علم

نام نویسندهمحمد علی رضایی اصفهانی

تفسیر تطبیقی:معنایابی و گونه شناسی

نام نشریهپژوهش های نفسیر تطبیقی

نام نویسندهمحمد کاظم شاکر, انسیه عسگری

گونه‌شناسی و روش‌شناسی روایات تفسیری امام باقر(ع)

نام نشریهسراج منیر

نام نویسندهقاسم بستانی, نصره باجی, سیدیوسف محفوظی

تفسير تنزيلى در بوته نقد با تأكيد بر تفسير الحديث

نام نشریهمعرفت

نام نویسندهعلی اکبر شایسته نژاد

روش تفسيري امام رضا (ع)

نام نشریهبینات

نام نویسندهمحمد جوكار

تحلیل انتقادی طبقه‌بندی تفاسیر و ارائة مدل مطلوب

نام نشریهپژوهشهای قرآنی

نام نویسندهعلی اسعدی, محمد اسعدی, محمد کاظم شاکر