طالقانی، بازگشت به قرآن در نقد دین داران

پدیدآورسید ماجد غروی

نشریهمجله بازتاب اندیشه

شماره نشریه67

تاریخ انتشار1390/01/15

منبع مقاله

share 114 بازدید
طالقانی، بازگشت به قرآن در نقد دین داران

سید ماجد غروی

چکیده:

این مقاله با تأکید بر اندیشه‏هاى مرحوم آیت اللّه‏ طالقانى، به واکاوى تعارضى مى‏پردازد که در اندیشه و کردار برخى مسلمانان رسوخ کرده است؛ با وجود عقیده راسخ پیروان اسلام به «قداست مطلق» قرآن، بیش‏ترین مخالفان نهضت‏هاى فکرى و اجتماعى بنا نهاده بر پایه قرآن، از میان دین‏داراین و شریعت‏محوران بوده است. نویسنده پس از اشاره به برخى اندیشه‏هاى مرحوم طالقانى درباره بازگشت به قرآن و پیامدهاى فرخنده آن، به بررسى این پرسش اساسى مى‏رسد که اساسا اندیشه «بازگشت به قرآن» چه نتایجى براى برخى متولیان دین داشته که منادیان این دعوت را بر نتافته، تلاش‏هاى آنان را نیز تخطئه مى‏نمودند.
به عقیده نگارنده طرح، دعوت «بازگشت به قرآن» ـ که مرحوم طالقانى یکى از پرچم‏داران آن در عصر حاضر بود ـ دو خطر عمده براى متولیان دین و حاکمان مستبد زمین در پى داشته که چنین اندیشه‏اى همواره با مخالفت آنان روبه‏رو مى‏گردید:
نخست آن که با بازگشت به قرآن و بهره‏گیرى از تعالیم اصیل آن، بازار عوام‏فریبى و دین‏فروشى برخى متولیان به کسادى گراییده و منافع بهره‏مندان دین سطحى و عوام‏پسند به مخاطره مى‏افتد.
دیگر این که حاکمان مستبد و زورمدار که از دین پیرایه‏دار و غیر اصیل بهترین سلاح محدود کننده آزادى افراد را فراهم آورده‏اند، خلع سلاح شده و ادامه خودکامگى و استبدادشان را ناممکن مى‏بینند.
آثار و اندیشه‏هاى آیت‏اللّه‏ طالقانى به وضوح نشان مى‏دهد که اساس اندیشه دینى وى بر قرآن بنا شده است. اما سؤال مهمى که این مقاله در جست‏وجوى پاسخش شکل گرفته، آن است که چطور درحالى‏که تمامى مسلمانان از قرآن حرف مى‏زنند و براى آن قداست مطلقى قائلند، نهضت‏هاى فکرى که بر مبناى بازگشت به قرآن بنا شده، پیش از آنکه با مخالفت مخالفان دین روبه رو شود با دشمنى کسانى مواجه مى‏شود که مدعیان دین‏دارى بوده‏اند. به راستى گمان این مدعیان چه بوده که تدبر در قرآن در قاموسشان تا سرحد ارتداد و خروج از دین معنا مى‏یافته است. این سؤالى است که قدمتى شاید به اندازه تاریخ اسلام (یا بهتر بگویم تاریخ ادیان) دارد. اما آنچه به‏طور خاص این مطلب درصدد تبیین آن است، بررسى ابعاد این تعارض در اندیشه مرحوم آیت‏اللّه‏ طالقانى است. نطفه‏هاى این برخورد را نخست از زبان وى مى‏شنویم: «من خود به یاد دارم در حدود سال 1318 که از قم به تهران برگشتم، در مسجد مرحوم پدرم شروع کردم به تفسیر قرآن گفتن. اما از طرف مجامع دینى کوبیده شدم که چه حقى دارد کسى تفسیر قرآن بگوید، این قرآن باید دربست خوانده شود و مردم باید به قرائتش بپردازند. چقدر من فشار تحمل کردم تا بتوانم این راه را باز کنم که قرآن براى تحقیق و تفکر و تدبر است، نه فقط براى خواندن و تیمن و تبرک جستن».(1) «عمل مسلمانان اعلان کننده این مطلب است که قرآن سِمتى در جهان امروز ما ندارد و فقط براى تقدیس و تبرک وتشریفات و از سرحد مرگ به آن طرف است. هر جا که صداى قرآن بلند مى‏شود از مردن و گور و تلقین سخن شنیده مى‏شود».(2) «شما را به خدا بایید قرآن را از دست عمال اموات بیرون بیاوریم. ببینید که این کتاب حیات، کتاب حرکت، کتاب قدرت، کتاب هدایت و کتاب ایمان به چه سرنوشتى در میان ما دچار شده است».(3)
اما براى این اربابان و مدعیان دین، بازگشت به قرآن چه خطرى داشت که این‏چنین در برابرش مى‏ایستادند. آنچه از فحواى کلام طالقانى استنباط مى‏شود این است که منافع سیاسى حکومت‏ها همیشه در این بوده که دین‏دارى مردم در عمل به مسائل رساله‏هاى عملیه محدود شود و از اساس دعوت انبیا که «حرکت و مبارزه براى آزادى و عدالت» است سخنى به میان نیاید: «آن مسلمانى که خیال مى‏کند نمازش را خوانده و روزه‏اش را گرفته و دعایش را خوانده و تکلیفش ساقط شده و منظور همین بوده، دین را نفهمیده است. آنکه خیال مى‏کند به همه رساله عملیه عمل کرد و دیگر هیچ مسئولیتى ندارد، دین را نفهمیده است. ما مى‏گوییم اسلام دین تحرک است، حال چرا مسلمانان تحرکشان از بین رفته است؟ براى اینکه عبادات را منتهاى مسئله و مسئولیت بعثت انبیا گمان کرده‏اند. سرهایمان را به پایین انداخته‏ایم و شانه از زیر بار مسئولیت‏ها خالى کرده‏ایم. اینکه فقط دین را در چند جمله طهارت، نماز و روزه خلاصه کرده‏ایم و بس... در صورتى که مسلمانى و دین داشتن یعنى تعیین سرنوشت، استقرار محیط امن، آزادى بیان، دخالت در امور زندگى، دخالت در اقتصاد، دخالت در بیت المال مملکت».(1) بنابراین در نگرش طالقانى محتواى عملکرد اجتماعى افراد، معیارى است براى سلوک توحیدى‏شان نه عمل بر مبناى ظاهر احکام و شعائر دین.
غور طالقانى در قرآن آنچنان آزاداندیشى پیامبرانه‏اى را در وى رشد داده بود که در تفسیر آیه 21 سوره آل‏عمران «ویقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس» مى‏گوید: «آمرین به قسط از دیگر مردم (من الناس) گرچه از پیامبران و پیروان پیمبران نباشند (اگر دعوت پیمبران به آنها نرسیده باشد یا چنان‏که هست دریافت نکرده‏اند و در صف معاند و مخالف آن دعوت نپیوندند) هدف پیمبران را انجام مى‏دهند و در این جهت، آگاهانه یا ناآگاه، در راه آنها مى‏روند و کشندگان پیمبران و کشندگان آنها در یک مسیر هستند که پایانش عذاب الیم است».(2) این‏چنین دین‏دارى حکیمانه‏اى، طبیعتا بازار دین‏دارى عوامانه را مختل مى‏کند که در آن جز سخنى از ظواهر احکام (که بسیارى از آنها ریشه‏اى هم در قرآن و متن اصیل دین ندارند) چیز دیگرى بیان نمى‏شود و جز مبدل ساختن انسان آزاد و متفکر به انسانى متعبد و مقلد نتیجه‏اى ندارد. البته در لابه لاى این جملات باید با ظرافت پاسخ آن سؤال نخستین را جست‏وجو کرد که «بازگشت به قرآن» چه منافعى را از مدعیان دین‏دارى به خطر مى‏انداخت که این‏چنین در برابرش ایستادند. خطرى را که طالقانى در رفتار و اندیشه این افراد مى‏دید، به صراحت بر زبان مى‏آورد و این تیزبینى در نگاه و استوارى در بیان، درست رمز همان «کوبیده شدن از طرف مجامع دینى» است که طالقانى از آن سخن به میان مى‏آورد. چکیده اندیشه طالقانى در این زمینه را مى‏توان از زبان خودش چنین آورد: «هر کس به اصول ادیان و مبانى آن آشنا نباشد و سیر تاریخ آن را نداند، وضع و اعمال تاریخى بسیارى از منتسبان به ادیان او را از هر جهت به دین بدبین مى‏نماید و گمان مى‏کند دین تأسیس شده براى دشمنى با نوع انسان و در هم شکستن عقل و منطق.
دستگاه‏هاى مسیحیت در قرون وسطى نمونه بارزى است از جنایات و اعمالى که مى‏شود به نام دین و مقدسین انجام یابد و بى‏دینى و بدبینى امروز دنیا نسبت به دین یک قسمت از آثار شوم و عکس‏العمل همان دستگاه‏هاى مسیحیت است که تنها به کشتن و زجر مردم و بردن اموال اکتفا نمى‏کردند، بلکه به واسطه تعلیمات شرک‏آمیز اصول، توجه را از میان مى‏بردند و عقول را خفه مى‏کردند و به واسطه زجر دانشمندان افکار را راکد مى‏کردند و به واسطه باز کردن تجارت‏خانه‏هاى بهشت فروشى و گناه خرى، اخلاق عمومى را فاسد و فضایل را از میان مى‏بردند؛ زیرا که هر گناه و جنایتى در مقابل پول قابل آمرزش شده بود و انسان که طبعا تمایل به گناه و تعدى دارد، وقتى که دین هم از این طبیعت پشتیبانى کرد و مغرورش کرد البته از ارتکاب هیچ نوع جنایت و گناهى نمى‏اندیشد. به این جهت آمار جنایات منتسبان به دین در بعضى از شهرهاى اروپا نسبت به دیگران افزون شده بود، چون اشخاص غیرتمندى اگر به حسب میل طبیعى گناهى مرتکب مى‏شوند، بسا مورد سرزنش وجدان قرار مى‏گیرند ولى متدینان که دین مغرورشان کرده با خیالى راحت و وجدانى آرام مرتکب گناه مى‏شوند... در بازار دین‏سازى، متاع ریا و فریب کارى به سرعت رواج مى‏یافت و معابد کمین‏گاه ربودن اموال و نفوس شده بود. چشم‏ها به سوى آسمان داشتند ولى دل‏ها از شقاوت و شرک انباشته بود... افکار و عواطف را مى‏کشتند و بى‏گناهان را مى‏سوزاندند و اموال را مى‏ربودند... ستم کارى و نادانى و فساد به نام شریعت بر سر مردم خیمه زده بود. در میان تاریکى هر گاه فکرى برق مى‏زد و حقیقتى فهمیده مى‏شد، جزاى صاحب فکر و کاشف، لهیب آتش و دم شمشیر و تیزى تبر بود».(1) البته نباید ساده‏انگارانه تمام مخالفت‏هایى را که با جریان فکرى بازگشت به قرآن در طول تاریخ شده است را به این موضوع محدود دانست، بلکه باید متوجه بود که این اندیشه آزادگى دینى و آزادى‏خواهى اجتماعى، نوع خاصى از نگاه به مسائل سیاسى و اجتماعى را شکل مى‏دهد که خود عاملى مى‏شود براى مخالفت صاحبان قدرت و متشرعان ظاهرپرست با بازگشت قرآن به صحنه مبارزات اجتماعى. اما سؤالى که باید اینجا در اندیشه طالقانى به جست‏وجو بنشینیم، این است که منافع متولیان دین با مستبدان زمین چه اشتراکى دارد که آنان را در یک جبهه در مقابل پیامبران و نیز در برابر آنان که در خط پیامبران از متن اصیل دین پیروى مى‏نمایند، قرار مى‏دهد؟ در این بخش نیز فحواى کلام طالقانى این است که حکومت‏هاى استبدادى با حربه تزویر بر مردم فرمان مى‏رانند. آنها دین، اعتقادات و رفتارهاى مردم را تعیین و مشخص مى‏کنند. این‏چنین است که دشمن معارض پیامبران، بى‏دینى مردمان نیست بلکه روایتى است از دین که بهترین توجیه کننده رفتار آنان است و در طول تاریخ به مقابله با پیامبران ایستاده است.
جان کلان طالقانى این است که بشر چون فطرتا آزاد خلق شده و آزادى براى وى حتى از عدالت نیز حیاتى‏تر و مهم‏تر است(2)، به سادگى بندها و تحمیل را نمى‏پذیرد، به همین جهت طبقات برتر براى گسترش استیلاى خود بر جامعه باید استبداد خود را با تزویر و دسیسه به جامه «خدمت به خلق و تبعیت از خالق» آراسته سازند. آیا دین خرافى بهترین زمینه‏ساز پذیرش چنین تحمیلى از جانب مردم نیست؟ «از همه خطرناک‏تر یعنى آنچه را که احبار و رهبان و همکارى آنها با طبقات ممتاز بر مردم تحمیل کرده بودند به نام دین، این خطرناک‏ترین تحمیلات است».(1) «کار این شعبه این است که مطالب و سخنانى از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد، مى‏آرایند و مردمى را که از اصول و مبانى دین بى‏خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرامى آشنایى ندارند، مى‏فریبند و مطیع خود مى‏سازند و با این روش فریبنده، به نام غم‏خوارى دین و نگهدارى آئین، ظل شیطان را بر سر عموم مى‏گسترانند و در زیر این سایه شوم جهل و ذلت مردم را نگاه مى‏دارند. این دسته چون با عواطف پاک مردم سروکار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته‏اند،خطرشان بیشتر و دفعشان دشوارتر است».(2) این اندیشه‏هاى طالقانى به روشنى نشان مى‏دهد که چرا دیگر روشن‏فکران دینى معاصرش نیز بزرگ‏ترین عامل تباهى بشر را قرار گرفتن عامل تزویر در کنار زر و زور مى‏دانستند.

اشاره

1. قصه پر غصه «مهجوریت قرآن» و دورى امت مسلمان از تعالیم حیات‏بخش آن، حکایت تلخى است از هشدارهاى مکرّر پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و ناشنیدن بسیارى از مسلمانان در طى تاریخ و گرفتار آمدن امت اسلام در گرفتارى‏ها و سختى‏هاى سیاسى، اجتماعى و دینى. ازاین‏رو، شاه بیت نداى رهایى بخش تمامى صالحان و مصلحان ـ از پیشوایان معصوم علیه‏السلام گرفته تا عالمان و پویندگان حقیقى راهشان ـ چنگ زدن به این ریسمان محکم الاهى و گرد آمدن بر محور تعالیم زندگى‏ساز آن بوده است. بنابراین محدود کردن این شعار اساسى و بنیادین به زمانى خاص و منحصر دانستن آن در اندیشه چند متفکر و دانشمند مسلمان، با واقعیات تاریخى هم‏سویى چندانى ندارد.
2. چنان‏چه بر این ادعا اصرار بورزیم که شعار «بازگشت به قرآن» پاسخ به یک پرسش سیاسى، اجتماعى بود که در اواخر قرن 13 و اوایل قرن 14 از طرف اندیشمندان و مصلحانى همچون سیدجمال‏الدین اسدآبادى مطرح شد، باید بگوییم همه داستان این‏گونه نیست و این رود خروشان از سرچشمه‏هاى متفاوتى تغذیه مى‏شود. اساسا طرح شعار «بازگشت به قرآن» با انگیزه‏ها و انتظارات گوناگونى ظهور یافته است. گروهى با طرح پرسش‏ها و تهیه پاسخ، به قرآن روى آوردند تا براى سخنان خود مستندى بیابند و به آنچه یافته‏اند رنگ دینى بدهند. گروه دیگر با اهرم قرار دادن قرآن، جوامع اسلامى را در برابر استعمار بیدار و متحد کرده و با تکیه بر یک بُعد قرآن، ابعاد دیگر آن را به فراموشى سپرده‏اند. گروه دیگرى نیز بودند که دواى دردهاى فردى و اجتماعى مسلمانان را تمسک و بهره‏مندى از پیام‏هاى زندگى‏بخش قرآن مى‏دانستند. و با نگاهى جامع و ژرف در معارف قرآن، مردم را به عمل به قرآن در همه ابعادش فرا مى‏خواندند.
به همین موازات، صف مخالفان بازگشت به قرآن و تعمق و تدبر در آن را نیز گروه‏هاى متعددى تشکیل مى‏دهند که هر چند در ابزار مخالفت مشترکند، اما انگیزه‏ها و خاستگاه‏هاى متفاوت دارند. جا داشت نویسنده محترم با تفکیک این مخالفان، در بررسى اندیشه‏هاى مرحوم آیت‏اللّه‏ طالقانى، کامیابى بیش‏ترى را نصیب خود مى‏کرد.
همان گونه که نویسنده به درستى اشاره کرده، برخى از تفسیرستیزان و تبیین‏گریزان قرآن، کسانى‏اند که سفره بهره‏مندى مادى خود را در کنار اسلام ظاهرى و سطحى گسترده‏اند و نگاه عالمانه به قرآن و دقت موشکافانه از متون دینى را با منافع خود در ستیز مى‏بینند. طبیعى است این عدّه در مقابل شعار بازگشت به قرآن و تأمل و تدبر در آن، جبهه بگیرند و تلاشگران این عرصه را با انواع ترفندها تخطئه نمایند.
اما به نظر مى‏رسد این عده اقلیتى از جبهه مخالفان را تشکیل دهند و اکثریت آنان گروه دیگرى باشند؛ گروهى که آبشخور اصلى تفکرشان نه «به خطر افتادن منافع»، که نحوه نگرش ناصحیح‏شان به مقوله برداشت و پیام‏گیرى از قرآن و سایر متون دینى است. این نگرش، تنها برداشت سطحى و ظاهرى از متون دینى را صحیح دانسته و هر گونه تلاش و کوشش براى یافتن جان پیام و گوهر مقصود را سنت‏شکنى و بدعت به شمار مى‏آورد. این افراد ـ که به حق شایسته لقب «متحجّر» شده‏اند ـ همواره به مفاهیم سطحى و ظاهرى متون دین بسنده کرده و تمام دین را در همان معناى رویین محدود مى‏دانند و هرگونه تدبر و تأمل بیشتر و گذر از معناى ظاهرى را گناهى نابخشودنى مى‏پندارند. چنین نگاه متحجرانه به قرآن، پیامدى جز این ندارد که اصیل‏ترین منبع دین را در گذر زمان مدفون کند و این کتاب زندگى‏ساز را همنشین اصحاب گورستان نماید.
به عقیده این قلم، سخت‏ترین و طاقت‏فرساترین وظیفه مصلحان و اندیشمندان اسلامى همچون مرحوم طالقانى، نقد این تفکر و رویارویى با اصحاب این نگرش بوده است. این رویارویى آن چنان نفس‏گیر و پرمشقت است که بزرگ مصلح قرن اخیر، حضرت امام خمینى قدس‏سره ، را به شکوه وا مى‏دارد که: «خون دلى که پدر پیرتان از این دسته متحجّر خورده است، هرگز از فشارها و سختى‏هاى دیگران نخورده است».(1)

پی نوشت ها:

1. از آزادى تا شهادت، ص 155، سخنرانى به مناسبت شهادت استاد مطهرى
2. مناره‏اى در کویر، ص 165
3. مناره‏اى در کویر، ص 186
1. ابوذر زمان، ج 2، ص 400
2. پرتوى از قرآن، ج 3، ص 62
1. مناره‏اى در کویر، مجموعه مقالات آیت‏اللّه‏ طالقانى، بى‏دینى امروز در جهان، ص 275
2. رک: راهى که نرفته‏ایم، ص 244
1. همان، ص 243
2. تنبیه الامه و تنزیه المله، ص 120، پاورقى طالقانى
1. صحیفه نور، ج 21، ص 91

مقالات مشابه

قرآن و هویت متکی بر اسلام سیاسی

نام نشریهپژوهشنامه علوم سیاسی

نام نویسنده محمدجواد غلامرضاکاشی – الهه صادقی

مهجوريت و احياي قرآن

نام نویسندهروح الله رضایی

كيفر فراموشي قرآن

نام نشریهبینات

نام نویسندهسید کاظم طباطبایی

امام خمینی و بازگشت به قرآن

نام نشریهمجله صحیفه مبین

نام نویسندهناد علی عاشوری

علل و چرایی مهجوریت قرآن کریم (1)

نام نشریهمربیان

نام نویسندهسید محمد بلاغی