share 796 بازدید
امام خمینی و بازگشت به قرآن

نادعلی عاشوری
چکیده

امام خمینی (ره) قرآن کریم را پس از آنکه مهجور و متروک شده بود، با قیام و رهبری خود به صحنه آورد. از مهمترین علل مهجوریت قرآن بی‏توجهی مسلمانان بویژه علمای اسلامی به معارف و احکام قرآن در مدارس مذهبی و مجامع عمومی و نیز تبلیغات سوء دشمنان مبنی بر کهنه و افیون بودن تعلیمات قرآن بوده است. حضرت امام (ره) بازگشت به قرآن را وسیله سعادت آدمی و نفی سلطه بیگانه می‏دانستند و بر آن تأکید می‏ورزیدند.

کلیه واژه‏ها:

مهجوریت قرآن، بازگشت به قرآن، تبلیغات سوء، سلطه بیگانه.

1. مقدمه

بی تردید یکی از بارزترین ویژگی نهضت‏های اصلاحیِ سده‏های اخیر در ممالک اسلامی، خصیصه "بازگشت به قرآن" است که به وسیله رهبران مسلمان این جنبش‏ها اظهار شده است.
از سلسله جنبان این نهضت‏ها یعنی سید جمال الدین اسد آبادی (1314 ـ 1254ق) گرفته تا بزرگ‏ترین مصلح جهان اسلام در قرن حاضر، یعنی حضرت امام خمینی (1368 ـ 1279ش) که نهضت اصلاحی خویش را به انقلابی مردمی بر ضد استبداد داخلی و استعمار خارجی تبدیل نمود، جملگی شعار "بازگشت به قرآن" را سر لوحه برنامه‏های خویش قرار دادند و جوامع اسلامی را به اتحاد حول محور قرآن و اسلام فرا خواندند.
نتیجه این دعوت و اهتمام آن شد که قرآن تا حدودی از زاویه نسیان و فراموشی به درآید و در دو صحنه علم و عمل، چراغ پر فروغ و مشعل روشنگر راه باشد که نگارش ده‏ها تفسیر تمام و نیمه تمام بر قرآن و برپائی صدها و بلکه هزارها جلسات تفسیر قرآن در محافل و مجامع اسلامی نشان دهنده حضور علمی قرآن در میان ملت‏های مسلمان در قرن حاضر است. همان گونه که برپائی ده‏ها نهضت اصلاحی و جنبش آزادی بخش در کشورهای مسلمان، که همگی بازگشت به قرآن را اساس کار خویش قرار داده بودند، بهترین گواه حضور عملی قرآن، و خاصیت انقلابی و رهائی بخش آن در صحنه زندگی مسلمانان و حیات مجدد آنان است.
یکی از محققان در این باره می‏نویسد: "تفسیر نگاری در قرن چهاردهم از هر قرن دیگری در تاریخ اسلام، متفاوت و ممتاز است. این امتیاز صرفا به فراوانی انبوه تفاسیر هر مشرب و مکتبی ارتباط ندارد؛ بلکه به تحول دیدگاه تفسیرنویسی نیز مربوط است. در این قرن سمت و سوی تفسیرنویسی از دیدگاه فردی و اخروی به دیدگاه عرفی و اجتماعی تحول یافته است.
چنین به نظر می‏رسد که بازگشت به قرآن و نهضت عظیم تفسیر نویسی در قرن چهاردهم، بارزترین مختصه و مشخصه انقلاب اصلاحیِ فراگیر یا رنسانس اسلامی است. آهنگ همواره شنیدنی در این نهضتِ سراسریِ اصلاح در عالم اسلامی، نوای دل‏انگیز قرآن، این قلب تپنده زندگی بخش اسلام و ایران است.
باری، در یک کلام، هیچ مشخصه‏ای از بازگشت به قرآن و کشف مجدد قرآن و ارزش اصلاحگر و انقلاب‏انگیز آن، در رنسانس اسلامی بارزتر نیست»[1].
پنهان نیست که قرآن در هیچ دوره‏ای به طور کلی در زاویه فراموشی و نسیان نبود؛ بلکه مراد از این فراموشی، عملی نشدن احکام اجتماعی و حکومتی قرآن است ه قرنها تحت الشعاع احکام فرعی و فقهی قرار داشت. چنانکه امام خمینی از این غفلت جوامع اسلامی بارها با اندوه و تأثر سخن گفت و از جمله در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود فرمود: "هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی‏ها و انحراف‏ها افزون شد، تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان [است]... چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت‏های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان، وسیله‏ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد و مع الأسف به دست دشمنان توطئه‏گر و دوستان جاهلِ قرآن، این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن که باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی‏از صحنه خارج شد[2]".
ناگفته پیداست که تکیه بر شعار "باز گشت به قرآن" هرگز به معنای حذف سنت و بسنده کردن به کتاب خدا نبوده و نیست. این شیوه مذمومی است که یکبار در تاریخ اسلام تجربه شد و در قالب شعار "حَسْبُنا کتابُ اللّه‏" جلوه کرد و نتایج سوء و ثمرات زیان بخش این تجربه نامیمون، هنوز هم به مانند شَرَنگی، کام جوامع اسلامی را شدیدا تلخ ساخته است.
شهید مطهری که از عالمان بیدار دل و درد آشنای جامعه ما است، آنجا که درباره اهداف اصلاح طلبانه سید جمال سخن می‏گوید، در این باره می‏نویسد: "باز گشت به اسلام نخستین دور ریختن خرافات و پیرایه‏ها و ساز و برگ‏هایی است که به اسلام در طول تاریخ بسته شده است. بازگشت مسلمانان به اسلامِ نخستین از نظر سید به معنای بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سیره سلف صالح است. سید در بازگشت به اسلام تنها بازگشت به قرآن را مطرح نکرده است؛ زیرا او به خوبی می‏دانست که خودِ قرآن رجوع به سنت را لازم شمرده است؛ به علاوه، او به خطرات «حُسبنا کتابُ اللّه‏» که در هر عصر و زمانی، به شکلی، بهانه برای مسخ اسلام شده است، کاملاً پی برده بود[3].
شک نیست که پرداختن به بحث و بررسی پیرامون نهضت "بازگشت به قرآن" در قرون اخیر، نه تنها در حوصله یک یا دو مقال نمی‏گنجد؛ بلکه نیازمند تألیف‏های مستقل و جداگانه‏ای در این زمینه است تا به همه زوایای آشکار و نهان این بحث، آن گونه که شایسته است رسیدگی شود. آنچه در این مجال مطرح خواهد شد، صرفا طرح موضوع مذکور از دیدگاه امام خمینی (رضوان اللّه‏ تعالی علیه) است تا بلکه اندیشمندان با کفایت و صاحب نظران با صلاحیت، در فرصت‏های مناسب به بررسی همه جانبه آن اقدام نمایند. امید آن که در همین اندازه هم توفیق، رفیق راه باشد و بتوانیم گوشه‏ای از مسائل فراوان این بحث را طرح کنیم.

2. علل مهجوریت قرآن

با مطالعه و دقت در آثار مکتوب و اظهارات شفاهی حضرت امام چنین بدست می‏آید که دو عامل سبب مهجوریت قرآن در میان مسلمانان شده است: یکی بی‏توجهی خود مسلمانان به قرآن و مشغولیت به غیر قرآن و دیگری تلاشهای تبلیغی دشمنان.

1.2. بی توجهی مسلمانان به قرآن

امام خمینی (ره) ریشه‏ای‏ترین مشکل و بزرگ‏ترین درد جوامع اسلامی را دوری مردم از قرآن و در نتیجه مهجور ماندن این آخرین صحیفه آسمانی می‏دانست و بر این واقعیت تلخ همواره تأکید می‏کرد که "مشکلات مسلمین زیاد است، لکن مشکل بزرگِ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشته‏اند و تحت لوای دیگران در آمده‏اند"[4].
به اعتقاد ایشان "دوری دُوَل اسلامی از قرآن کریم، ملت اسلام را به این وضع سیاه و نکبت بار مواجه ساخته و سرنوشت ملتهای مسلمان و کشورهای اسلامی را دستخوش سیاست سازشکارانه استعمار چپ و راست قرار داده است"[5].
مسأله مهجوریت قرآن و دور شدن جوامع اسلامی از قرآن، از جمله نگرانی‏های بسیار جدی حضرت امام و دغدغه خاطر مستمّر ایشان است که از همان آغازین وزهای نهضت در سال 42 تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی تا واپسین روزهای حیات هم، بارها و بارها بدان اهتمام ورزیده و لزوم توجه به قرآن را تأکید فرمودند. مثلاً در یک سخنرانی در سال 43 در مورد نقشه‏های استعمار بیان داشتند که سلطه مستکبرین بر دولتهای اسلامی در اثر دست برداشتن از قرآن کریم و اتکا نداشتن بر قواعد اسلام بوده است [6] و در مقدمه مفصل وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود که در واقع آخرین دیدگاه‏های ایشان درباره مسائل مختلف است، نوشتند: "شاید جمله «لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» اشاره‏باشد، بر این که بعد از وجود مقدس رسول اللّه‏ (صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم) هر چه بر یکی از این دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگری است، تا آن‏گاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند... اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این و دیعه الهی و ما ترک پیامبر اسلام (صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم). مسائل اَسَف‏انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی علیه‏السلام شروع شد، خود خواهان و طاغوتیان قرآن کریم را وسیله‏ای کردند برای حکومت‏های ضد قرآنی... و با قرآن در حقیقت قرآن را، که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگ‏ترین دستور زندگانی مادی و معنوی بوده و هست، از صحنه خارج کردند"[7].
همچنین در جای دیگری فرمودند: "قرآن مهجور و احکام قرآن مهجور است. به این که در مأذنه‏ها اذان بگویند و نماز بجا آورند، قرآن از مهجوریت بیرون نمی‏رود. البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شؤون زندگی انسان از امور لازم است، لکن کافی نیست. قرآن باید در تمام شؤون زندگی ما حاضر باشد...[8].
نکته مهمی که به عنوان یکی از محوری‏ترین ارکان بازگشت به قرآن در بیانات امام به چشم می‏خورد، این است از نظر حضرت امام، بازگشت به قرآن، یعنی بازگشت به اسلام راستین و حقیقی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم منادی آن بود. این چنین دیدگاهی درباره قرآن، نه تنها به هیچ روی نمی‏تواند از سنت جدا باشد؛ بلکه در واقع، عین پیروی از سنت نیز هست. این حقیقتی است که با نگاهی گذرا به مقدمه وصیت نامه ایشان به خوبی قابل درک و دریافت است؛ علاوه بر این در موارد متعدد دیگری هم بدان تصریح فرمودند. مثلاً در کتاب "ولایت فقیه" در این باره می‏نویسند: "قرآن مجید و سنت، شامل همه دستورات و احکامی است که بشر برای سعادت و کمال خود احتیاج دارد. در کافی فصلی است به عنوان «تمام احتیاجات مردم در کتاب و سنت بیان شده است» و کتاب یعنی قرآن، «تبیان کلّ شُی» است. روشنگر همه چیز و همه امور است. امام سوگند یاد می‏کند (طبق روایات) که تمام آنچه ملت احتیاج دارد، در کتاب و سنت است و در این شکی نیست."[9] و در جایی دیگر می‏فرمایند: "انبیا هم، همه چیزهایی که مربوط به روح و مربوط به مقامات عقلیه و مربوط به مراکز فیضیه است، برای ما بیان کرده‏اند و قرآن هم بیان کرده است و اهلش می‏دانند. هم آن چیزهایی که وظایف شخصیه است و دخیل در ترقیات انسان و تکامل انسان است در سنت و در کتاب بیان شده است و هم آن چیزهایی که مربوط به امور سیاسی اجتماعی است، بیان فرموده است [10].
همچنین در نخستین ماه‏های پس از پیروزی انقلاب، در جمع نمایندگان شیعیان لبنان در این باره اظهار داشتند: "در قرآن همه چیز هست، لکن مع الاسف ما از آن استفاده نکرده‏ایم و مسلمین مهجورش کردند؛ یعنی استفاده‏ای که باید از آن بکنند نکردند. باید مردم را به قرآن توجه داد [11].
در موردی دیگر، تقریبا در همان ایام، فرمودند: "از پیغمبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم منقول است که اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود.
در قرآن شریف هم پیغمبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به خدای تبارک و تعالی شکایت کرده است که «ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» [فرقان، 30].
مهجوریت و مظلومیت قرآن و اسلام در این است که معارف آن مورد توجه نباشد و به احکام آن عمل نشود؛ لذا باید گفت در این زمان نیز اسلام و قرآن مهجور و مظلومند[12].
از جمله احکام قرآن که به عقیده حضرت امام، همانند خودِ قرآن مهجور مانده است و ایشان اصرار داشتند که آن را به حقیقت اصلی و اولی خود برگردانند، احکام عبادی- سیاسی حج ابراهیمی است. چون به اعتقاد امام، حج مظهر کامل احکام فردی و عبادی قرآن و نمونه اعلای مقررات عبادی و سیاسی آن است. دشمنان اسلام و قرآن پیوسته سعی داشتند که این حکم و فرمان الهی را از محتوا تهی سازند و پوسته‏ای به ظاهر اسلامی به جامعه مسلمان عرضه کنند. از این رو، گویا که امام تجلی عینی و عملی همه معانی و مضامین قرآن را در چهره تابناک حج مجسم می‏بینند و در مقایسه آن با قرآن می‏فرمایند: "حج بسان قرآن است که همه از آن بهره‏مند می‏شوند؛ ولی اندیشمندان و غواصان و درد آشنایانِ امت اسلامی، اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاستهای اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا، گوهرهای هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت. ولی چه باید کرد، و این غم بزرگ را به کجا باید برد که حج بسان قرآن مهجور گردیده است و به همان اندازه‏ای که آن کتاب زندگی و کمال و جمال در حجاب‏های خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دلِ خروارها خاک کج فکری‏های ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگی، و فلسفه زندگی ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر، تنزل کرده است؛ حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است"[13].
همان گونه که مشاهده می‏شود، حضرت امام از یک سو، با غم و اندوه فراوان از مهجوریت قرآن سخن می‏گوید و از سوی دیگر مسلمانان را بیدار باش می‏دهد که از خواب غفلتِ چند صد ساله برخیزند و قرآن را با تمام ابعادش هادی و راهنمای خویش قرار دهند و از جهت سوم بر این نکته اصرار می‏ورزد که مراد از توجه به قرآن، توجه به تمامیت اسلام و سنت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است که قرآن جامع و حاکی آن است.
نکته آخری که در خور طرح است، این است که مهجوریت از دیدگاه امام دارای مراتب و درجات است و محروم ماندن از معارف عمیق قرآن به واسطه حجاب‏های غلیظ شیطانی از همه تأسف بارتر است.
ایشان در کتاب "آداب الصلوة" در این باره می‏فرمایند: "مهجور گذاردن قرآن مراتب بسیار و منازل بی شمار دارد که به عمده آن شاید ما متصف باشیم. آیا اگر ما این یفه الهیه را مثلا جلدی پاکیزه و قیمتی نمودیم و در وقت قرائت یا استخاره بوسیدیم و به دیده نهادیم آن را مهجور نگذاشتیم؟ آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویّه و بیانیّه و بدیعیّه آن کردیم این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنّات آن را تعلّم کردیم از شکایت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مستخلص شدیم؟ هیهات که هیچ یک از این امور مورد نظر قرآن و مُنْزِل عظیم الشأن آن نیست. قرآن کتاب الهی است و در آن شؤون الهیت است. قرآن حبل متّصل ما بین خالق و خلق است و به وسیله تعلیمات آن باید رابطه معنویه و ارتباط غیبی بین بندگان خدا و مربّی آنها پیدا شود. از قرآن باید علوم الهیه و معارف لدنّیه حاصل شود. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به حسب روایت کافی شریف فرمود: انما العلم ثلاثة: آیة محکمة و فریضة عادلة و سنة قائمة. قرآن شریف حامل این علوم است. اگر ما از قرآن این علوم را فرا گرفتیم آن را مهجور نگذاشتیم. اگر دعوت‏های قرآن را پذیرفتیم و از قصه‏های انبیا علیهم السلام که مشحون از مواعظ و معارف و حِکَم است، تعلیمات گرفتیم، اگر ما از مواعظ خدای تعالی و مواعظ انبیا و حکما که در قرآن مذکور است موعظت گرفتیم قرآن را مهجور نگذاشتیم و الاّ غور در صورت ظاهر قرآن نیز إخلاد الی الارض است و از وساوس شیطان است که باید به خداوند از آن پناه برد"[14].
اکنون بی مناسبت نیست که بخش‏هایی از سخنان یکی از برجسته‏ترین شاگردان مکتب امام، یعنی استاد شهید مطهری را در این زمینه نقل کنیم که با تأسی از استادِ فرزانه خویش، با دلی پر درد، از مهجور ماندن قرآن سخن می‏گوید و همگان را به بازگشت به قرآن فرا می‏خواند.
ایشان در ضمن یک سخنرانی که در سال 41 شمسی تحت عنوان "رهبری نسل جوان" ایراد شد در این باره می‏فرمایند: "ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ البته جای تأسف است. اما باید از خودمان بپرسیم آیا با همین فقه و شرعیّات و قرآن که در مدارس است، توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل اشته باشد؟ عجبا! که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست. قرآن در میان خودِ ما مهجور است. اگر کسی علمش علم قرآن باشد و تفسیر قرآن را کاملاً بداند، در میان ما چندان احترامی ندارد. اما اگر کسی «کفایه» آخوند ملا کاظم خراسانی را بداند، یک شخص محترم و با شخصیتی شمرده می‏شود. عجیب است که اگر کسی عمر خود را صرف قرآن بکند، به هزار سختی و مشکل دچار می‏شود، از نان، زندگی، شخصیت، احترام و از همه چیز محروم می‏شود؛ اما اگر عمر خود را صرف کتابهایی از قبیل کفایه بکند، صاحب همه چیز می‏شود. در نتیجه هزارها نفر پیدا می‏شوند که کفایه را چهار لا بلدند، یعنی خودش را می‏دانند، ردّ کفایه را هم می‏دانند، ردِّ ردّ آن را هم می‏دانند، ردِّ ردّ ردّ آن را هم می‏دانند؛ اما چندان کسانی که قرآن را به درستی بداند، پیدا نمی‏شوند. از هر کسی درباره آیه‏ای قرآن سؤال شود می‏گوید: باید به تفاسیر مراجعه کرد. در رهبری نسل جوان، بیش از هر چیز دو کار باید انجام شود: یکی باید درد این نسل را شناخت و آن‏گاه در فکر درمان و چاره شد. زیرا بدون شناختن آن هر گونه اقدامی بی مورد است. دیگر این که نسل کهن باید اول خود را اصلاح کند. نسل کهن از بزرگ‏ترین گناه خود باید توبه کند و آن مهجور قرار دادن قرآن است(1)[15].

2.2. تلاشهای تبلیغی دشمنان

امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب علیه‏السلام که قرآن ناطق و تجلی معارف و فضائل این کتاب جاودانه الهی است و از دوستان جاهل و نادان و دشمنان عالم و دانا رنجها دیده، و دردها در سینه داشته است، در زمینه دیدگاه این دو طایفه درباره خود می‏فرماید: قَصم ظهری رجلان: عالم متهتّک أو جاهل متنسّک[16].
اگر فضای حاکم بر جامعه اسلامیِ آن روزگار، به گونه‏ای زهرآلود و مسموم بوده است که قرآن ناطق و مجسمه عینی حقایق قرآن را وادار ساخته تا به "زبان قال" چنین بفرماید که دو طایفه، یعنی دوست نادان و دشمن دانا پشت مرا شکستند؛ بدون کم‏ترین تردیدی باید منتظر شنیدن همین بانگ و فریاد از قرآن صامت و کتاب جاودانه الهی بوده که به "زبان حال" بفرماید: دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه در حق من جفا کردند و شؤون الهی مرا نادیده گرفتند و آن گونه که شایسته بود مرا در جایگاه واقعی خود قرار ندادند. البته گِله از دشمن دانا نیست. او اقتضای طبیعتش عناد و دشمنی است؛ بلکه شکایت از دوست نادان است که آن همه سفارش پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را در حق قرآن فراموش کرد و آن چنان که سزاوار بود شأن قرآن را حفظ نکرد.
شاید امام خمینی نظر به این حدیث شریف داشته است؛ آنجا که می‏گوید: «هان ای حوزه‏های علمیه و دانشگاههای اهل تحقیق بپاخیزید و قرآن را از شر جاهلان متنسک و عالمان متهتک که از روی علم و عهد به قرآن و اسلام تاخته و می‏تازند، نجات دهید»[17].
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 که اقشار مختلف مردم یا نمایندگان آنان برای دیدار حضرت امام می‏آمدند، علاوه بر مردم ایران، از دیگر ممالک اسلامی نیز نمایندگانی برای ملاقات با امام می‏آمدند، لحن کلام امام در مواجهه با مخاطبان مختلف به نحو محسوسی تفاوت داشت. معمولاً وقتی امام با مهمانانی از دیگر بلاد اسلامی مواجه بودند، سعی می‏کردند مشکلات جهان اسلام و توطئه دشمنان قرآن را برای نابودی اساس اسلام و قرآن مطرح نمایند، تا از این رهگذر به بیداری ملتهای مسلمان و دعوت آنان به پایبندی به قوانین و مقررات قرآن کمک نمایند؛ زیرا معتقد بودند" در یک همچو زمانی که سیاست‏های ابر قدرتها، بلعیدن همه جاست، مسلمین باید بیدار شوند." [18] و چون به تعبیر خودشان از بیداری دولتها و حکومتها مأیوس شده بودند، تلاش می‏کردند که به هر وسیله ممکن و در هر فرصت پیش آمده دعوت "بازگشت به قرآن" را به گوش همه ملتها برسانند."مسلمین باید بیدار بشوند، ملتها، دولتها را من از اکثرشان مأیوس هستم، لکن ملتها باید بیدار بشوند و همه تحت لوای اسلام و تحت سیطره قرآن باشند"[19]؛ بر این اساس، در اولین ماه‏های پیروزی انقلاب اسلامی، در جمع نمایندگان مردم بحرین و پاکستان مطالبی ایراد فرموده، از جمله چنین اظهار داشتند:" یکی از کارهای بزرگی که شده است و گمانم این است که آنها را آن شیاطین کرده‏اند، این است که قرآن و اسلام را آن طوری که هست نگذاشتند ما مسلمانان بفهمیم، این تبلیغات حتی در عمق حوزه‏های دینیِ نجف و قم نفوذ کرده است. برای این که یکی از خطرهایی که برای خودشان می‏دیدند، همین بود که اگر اسلام را آن جوری که هست بفهمند، همه به آن رو می‏آورند و برای آنها دیگر مقام باقی نمی‏ماند."[20]
به اعتقاد ایشان، این توطئه شیاطین نه تنها اتفاقی و تصادفی نبود؛ بلکه صد در صد آگاهانه و با مطالعه قبلی و همراه با طرح و برنامه از پیش تعیین شده بود. به باور حضرت امام"دستهای خیانتکار اجانب که می‏خواستند شرق و خصوصا بلاد اسلامی را برای منافع خودشان قبضه کنند، با مطالعاتی که در این بلاد کرده بودند و تمام بلاد را اعم از بیابانهایش، قصبه‏اش و شهرستانهایش را وجب به وجب مطالعه کرده‏اند، نیز روحیه گروه‏هایی که در این بلاد زندگی می‏کردند و آیین‏هایی که این‏ها داشتند و کیفیت نفوذ آیین‏ها در این‏ها مطالعه کردند، به آنجا رسیده‏اند که نباید بگذارند مسلمین به قرآن تمسک جویند؛ چون آنها قرآن را سدّ راه می‏دانستند. اگر همه مسلمین به قرآن تمسک می‏جستند، برای آنها مجال سلطه باقی نمی‏ماند؛ لذا قرآن و اسلام را از مردم جدا کردند"[21].
همچنین درباره نحوه تبلیغات بر ضد اسلام فرمودند: "آنان می‏خواهند ملتِ اسلام را از قرآن و اسلام جدا کنند. یکی از تعبیراتشان این است که «اسلام افیون جامعه است». آنان متن قرآن را مطالعه کرده‏اند و فهمیده‏اند که قرآن یک کتابی است که اگر مسلمان‏ها به آن پیوند بخورند، آنانی را که قصد سلطه برای مسلمین را دارند، کنار خواهند زد. قرآن می‏گوید: هرگز خدای تبارک و تعالی سلطه‏ای برای غیر مُسلْم بر مسلم قرار نداده است؛ هرگز نباید راه پیدا کند: «لَن یجعل اللّه‏ للکافرین علی المؤمنین سبیلاً»[نساء، 141]،[22].
همچنین ایشان پیوسته در پی ترویج این اندیشه صحیح و صواب بوده‏اند که "در پناه قرآن بود که اسلام در نیم قرن بر همه امپراتوری‏ها در آن وقت غلبه کرد و ما، مادامی که در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم کرد و اگر خدای نخواسته دشمنان اسلام ما را از اسلام و قرآن جدا کردند، باید در ذلت، خفّت و بندگی زندگی کنیم. استقلال و آزادی در پیروی از قرآن کریم و رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است"[23].
به اعتقاد امام، تنها راه نجات و رهایی از فتنه دشمنان، روی آوردن به قرآن، و پناه جستن در حصنِ حصین اسلام و رکنِ رکین ایمان است و بس. ایشان بر این باور صحیح به درستی پای می‏فشردند که یگانه عامل موفقیت انقلاب ملت مسلمان ایران، گرایش به قرآن و بازگشت به احکام الهی این آخرین کتاب آسمانی است و شرط دوام پیروزی را هم عمل به قوانین قرآن و پیاده کردن حقایق نورانی آن می‏دانستند.
حضرت امام (ره) در یک مورد در این باره فرمودند: "شما دیدید علیرغم آنکه جمعیت سی و پنج میلیونی که در مقابل یک میلیارد چیزی نیست و چندان ابزار جنگی پیشرفته‏ای در دست نداشتند، به واسطه قدرت ایمان و به اتکای قرآن و اسلام، بر این قدرت شیطانی که پشت سر او قدرت‏های بزرگ‏تر شیطانی بود غلبه کرد و دست آنها را از مخازن ایران قطع کرد"[24 [و در موردی دیگر اظهار داشتند: "رمز پیروزی، اتکای به قرآن و این شیوه مقدس شیعه که شهادت را استقبال می‏کردند، بوده است"[25] و درباره علت و انگیزه این نهضت که در واقع شرط دوام پیروزی آن نیز هست، می‏فرمایند: "ما برای آن نهضت کردیم که قرآن و قوانین آن در کشور ما حکومت کند و هیچ قانونی در مقابل اسلام و قرآن عرض اندام نکند"[26].

3. بازگشت به قرآن

هیچ چیز برای جامعه اسلامی و جماعت مسلمانان مقدس‏تر و بر انگیزاننده‏تر از قرآن نیست. از این رو باید همه کوشش‏ها و تمام جنبش‏ها یک سو و یک جهت شده، صرفا سمت و سوی قرآنی به خود بگیرد. این آن چیزی است که مورد خواست و رضایت حضرت امام است.
امام در یکی از پیامهای خود به زائران بیت اللّه‏ الحرام، به انس با قرآن و توجه به تاب آسمانی و انسان ساز سفارش اکید فرموده، چنین اظهار داشتند: "به زائران محترم تذکر می‏دهم که در این مواقف معظمه و در طول سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره، از انس با قرآن کریم، این صحیفه الهی و کتاب هدایت، غفلت نورزند؛ که مسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت در طول تاریخ گذشته و آینده، از برکات سرشار این کتاب مقدس است و از همین فرصت از تمام علمای اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم که از کتاب مقدسی که «تبیان کل شیئی» است و صادر از مقام جمع الهی به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابیده است غفلت نورزند... و اکنون [که [صورت کتبی آن که به لسان وحی، بعد از نزول از مراحل و مراتب بی کم و کاست و بدون یک حرف کم و زیاد به دست ما افتاده است، خدای نخواسته مبادا که مهجور شود... و هر طایفه‏ای از علمای اعلام و دانشمندان معظم به بُعدی از ابعاد الهی این کتابِ مقدس، دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوی عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و جنگ و صلح قرآن، وقت صرف نمایند تا معلوم شود این کتاب سرچشمه همه چیز است. از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست... و شما ای فرزندان برومند اسلام، حوزه‏ها و دانشگاه‏ها را به شؤونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشته‏ای از آن را مدّ نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید"[27].
از دیدگاه امام بازگشت به قرآن نفی سلطه بیگانه را به دنبال دارد؛ چنانکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 60 اظهار داشتند: "تا ملتهای اسلام و مستضعفانِ جهان بر ضد مستکبران جهانی و بچه‏های آنان خصوصا اسرائیل غاصب قیام نکنند، دست جنایتکاران آنان از کشورهای اسلامی کوتاه نخواهد شد... چاره برای دفع این ستمکاران، پناه به اسلام و گرایش متعهدانه به قرآن کریم و در زیر پرچم توحید با وحدت و انسجام به پاخاستن است"[28].
این دعوتی است که امام از آغاز برپائی نهضت از سال 42 به بعد پیوسته از آن سخن می‏گفتند. مثلاً در سخنرانی‏ای که به مناسبت تصویب لایحه کاپیتولاسیون ایراد فرمودند، از جمله چنین اظهار داشتند:" آیا ملت ایران می‏داند که افسران ارتش به جای سوگند به قرآن مجید، «سوگند به کتاب آسمانی که به آن اعتقاد دارم» یاد کردند؟ من نمی‏دانم دستگاه جبار از قرآن کریم چه بدی دیده است، که این قدر پا فشار برای محو اسم آن می‏کند؟ اگر پناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمی‏دهد که از شما سند بردگی بگیرد و مفاخر ملی و اسلامی شما پایمال شود"[29].
سخن را با دعایی از ایشان به پایان می‏بریم. "ای قرآن، ای تحفه آسمانی، وای هدیه رحمانی! تو را خدای جهان برای زنده کردن دل‏های ما و باز کردن گوش و چشم توده فرستاده. تو نور هدایت و راهنمای سعادتِ ما هستی. تو ما را از منزل حیوانی می‏خواهی به اوج انسانی و جوار رحمانی برسانی. فسوسا که آدمی زادگان قدر تو را ندانسته و پیروی از تو را فرض خود نشمردند. اَسفا که قانون‏های تو در جهان عملی نشد تا همین ظلمت خانه و جایگاه مشتی وحشیان و درندگان که خود را متمدنین جهان می‏دانند رشک بهشت برین شود و عروس سعادت در همین جهان در آغوش همه در آید"[30].

منابع ···

1. تفسیر و تفاسیر جدید، ص10 ـ 9.
2. وصیت نامه سیاسی‏ـ الهی امام خمینی، ص2.
3. مطهری، مرتضی؛ نهضت‏های اسلامی در صد ساله اخیر، ص22 ـ 21.
4. خمینی (امام)؛ صحیفه نور، ج13، ص123.
5. همان، ج1، ص186.
6. همان، ص88 با تصرف و تلخیص.
7. همو؛ وصیت نامه سیاسی ـ الهی، ص2 ـ 1.
8. همو؛ صحیفه نور، ج16، ص39 با تصرف و تلخیص.
9. همو؛ ولایت فقیه، ص21.
10. همو؛ صحیفه نور، ج1، ص257 با تلخیص.
11. همان، ج6، ص219 با تصرف.
12. همان، ج16، ص39 ـ 36 با تصرف و تلخیص.
13. همان، ج20، ص229.
14. همو؛ آداب الصلوة، ص219 ـ 218 با تصرف و تلخیص.
15. مطهری، مرتضی؛ ده گفتار، ص222 ـ 219.
16. ینابیع الموده، ج2، ص415 و فیض القدیر، ج6، ص378.
1 . چنانکه اشاره شد، این سخنرانیِ مربوط به سال 41 و حال و هوای آن دوران است؛ اما اکنون به یُمن استقرار نظام اسلامی، تلاشهای چشمگیر و گسترده‏ای در زمینه علوم و معارف قرآن در حال انجام است که شاید در هیچ دوره‏ای از تاریخ این مرز و بوم نتوان نظیری برای آن سراغ گرفت.
17. خمینی (امام)، صحیفه نور، ج20، ص20.
18. خمینی (امام)؛ صحیفه نور، ج6، ص218.
19. همان، ج6، ص218.
20. همان، ص205 با تلخیص.
21. همان، ج5، ص172 با تصرف.
22. همان، ج3، ص4 ـ 3 با تلخیص و تصرف.
23. همان، ج6، ص113 با تلخیص.
24. همان، ص81 با تصرف.
25. همان، ص17.
26. همان، ج8، ص171 با تلخیص و تصرف.
27. همان.
28. همان، ج9، ص246.
29. همان، ج1، ص110 با تلخیص.
30. همو؛ کشف الاسرار، ص220.

مقالات مشابه

تحلیلی انتقادی از دیدگاه ذهبی پیرامون «تفسیر به رأی»

نام نشریهمطالعات قرآن و حدیث

نام نویسندهاصغر طهماسبی بلداجی, كيوان احساني, لیلا قنبری

بررسی اعجاز قرآن کریم از دیدگاه شیخ مفید

نام نشریهکتاب قیم

نام نویسندهسید محسن موسوی, محسن جهاندیده, محمّدتقی اسماعیل پور

تبیین دیدگاه علم دینی آیت‌الله جوادی آملی

نام نشریهقرآن و علم

نام نویسندهسیدحمید جزائری, عبدالباسط سعدالل

روش شناسى تفسير ميرزا لطفعلى مجتهد تبريزى

نام نشریهمعرفت

نام نویسندهحسن بشارتى راد

مباني و اركان جامعيت قرآن در انديشه امام خميني رحمه الله

نام نشریهحسنا

نام نویسندهمحمد تقی دیاری بیدگلی, سيد محمد تقي موسوي كراماتي