share
1405/04/13
یادداشت؛
راهکارهای نهادینه کردن فرهنگ قرآن در زندگی با تاکید بر اندیشه های رهبر شهید و فرزانه انقلاب(ره)

بهره مندی و دستیابی به کارکردها و آثار درخشان و سازنده قرآن کریم برای تحول در زندگی مشروط به بکار گیری راهکارهایی است که هم در خود قرآن و هم در کلام اندیشمندانی همچون مقام معظم رهبری ارائه شده است.

حجت الاسلام والمسلمین عیسی عیسی زاده، عضوت هیأت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن در یادداشتی نوشت: دستیابی و صعود به قله سعادت  دنیوی و اُخروی مشروط به نهادینه شدن فرهنگ قرآن در زندگی می باشد برای  دستیابی به این هدف نیاز به راهکارهای عملیاتی می باشد از شخصیت های صاحب نظر که توصیه های ارزشمندی  برای دستیابی به این هدف مطرح نموده است امام شهید مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای می باشد در پژوهش پیش رو تلاش خواهد تا با بررسی آرای آن عالم فرزانه، راه کارهای ارائه شده از سوی ایشان برای نهادینه شدن فرهنگ قرآن در زندگی مورد بررسی قرار گیرد.

قرآن تنها کتاب آسمانی است که دارای  آثار بی نظیری در حوزه های گوناگون زندگی بشر می باشد که عبارتند از :  

1. هدایت انسانها و اهل تقوا به سرمنزل مقصود« شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرءانُ هُدًی لِلنّاسِ »(بقره/185)، ذالِکَ الکِتابُ لارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقین(بقره:2) 

2. ارتقای ایمان« اِنما المومنون اَلَّذینَ... اِذا تُلِیَت عَلَیهم آیاتُهُ زادتهم ایمناً»(انفال/2)

3.  دستیابی به مقام رستگاری«وَاتَّبعوا النورَالذی اُنزِلَ مَعَهُ اُولائِکَ هم المُفلِحون»(اعراف/157) 

4. شفا دهنده دردها«وَنُنَزِّلُ مِنَ القرآنِ ما هو شِفاءٌ و رحمةٌ للمومنینَ«اسراء/82) 

5.  بهرمندی از رحمت پروردگار«وهذا کتابٌاَنزَلنا مُبارَکٌ فَاتَّبعوهُ واتَّقوا لَعَلَّکم تُرحَمون»(انعام/155)

6. سبب عبرت و پندگیری« لَقَد کانَ فی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لِاُولِی الاَلباب»(یوسف/111)

7.  بر طرف کننده اختلافات« و ما اَنزَلنا عَلَیکَ الکِتابَ اِلّا لِتُبَیِّنَ لَهم الَّذی اِختَلَفوا فیهِ»(نحل/64)

8.  بهره مندی از مغفرت و پادش کریمانه خداوند« اِنّما تُنذِرُمَن اتَّبَعَ الذِکرَ و خشیَ الرَحمنَ بِالغَیبِ فَبَشِّرهُ ّیمَغفِرَةٍ و اَجرٍ کَریمٍ»(یس/11) 

9. رهنمون به راه مستقیم«فَامّا الذین آمَنوا بِاللهِ وَاعتصوما بِهِ...و یَهدیهم اِلیهِ صِراطاً مُستَقیماً»(نساء/175)

10. نجات از تاریکی ها و ظلمات به سوی نور،،«الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‌ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛(ابراهیم/1)«رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ...؛(طلاق:11)،

11. تبیین کننده تمام نیازمندی هدایتی بشر« ونَزّلنا عَلَیکَ الکتابَ تبیاناً لِکلِّ شَیئٍ »(نحل/89)

12. قرار گرفتن درزمره مصلحان و صالحان« والذینَ یُمَسِّکونَ بِالکِتابِ و اَقاموا الصَلواةَ اِنّا لانُضیعُ اَجرَالمُصلِحین»(اعراف/170)،« مِن اَهلِ الکتابِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتلونَ آیاتِ اللهِ... و اُولائِکَ مِنَ الصالحین»(آل عمران/113و114). 

راهکارهای نهادینه کردن فرهنگ قرآن در زندگی

بهره مندی و دستیابی به کارکردها و آثار درخشان و سازنده قرآن کریم  برای تحول در زندگی مشروط به بکار گیری راهکارهایی است که هم در خود قرآن و هم در کلام اندیشمندانی همچون مقام معظم رهبری ارائه شده است در ادامه تلاش خواهد شد تا مهم ترین راهکارهایی که در بیانات رهبر فرزانه ارائه شده است مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

1.تغییر واصلاح باورها در باره کارکردهای قرآن

باورها در زندگی مردم به شکل عملی تعیین‌کننده‌اند؛ زیرا افراد و گروه‌های اجتماعی براساس باورها چه درست و چه نادرست زندگی‌شان را تنظیم می‎کنند و درباره‌ی زندگیشان تصمیم می‌گیرند. باور، گاهی مسیر زندگی‌ افراد را تغییر می‎دهد؛ به همین دلیل یکی از اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین مباحث مربوط در حوزه‎ی فرهنگ باورها هستند. باورها مجموعه‎ای است که افراد و گروه‎ها درباره‌ی موضوعی خاص می‌د‌انند و موضوعات است که فکر می‌کنند واقعیت دارد (روشبلاو و  ادیل نیون، 1371: 124-123). بنابراین، باورهای دینی به‌ویژه در جامعه‌ی دینی نقش تعیین‌کننده‌تری نسبت به سایر باورها در جامعه دارند؛ زیرا باورهای حوزه‌ی دین قوی ترین  پشتوانه‌ی حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه‌اند و حیات و سعادت مردم به آن وابسته است. از این رو رواج باورهای نادرست دینی نیز آسیب‌های جدی‌تر و عمیق‌تری در عرصه‌ی اندیشه و رفتار اجتماعی در پی دارد. تاثیر عمیق و ریشه‌دار دین بر ایجاد و تغییر باورها به‌گونه‌ای است که انسان دین‎دار و معتقد در همه جهت گیری و رویکردهای خود خواسته و ناخواسته از دین و باورهای دینی متاثر می‎شود (اردبیلی،1379: 61).

لازمه‌ی تحقق و دستیابی به کارکردهای قرآن و آشکار شدن ثمرات این کتاب آسمانی در زندگی افراد و جامعه ، داشتن باور درست درباره‌ی خود قرآن است. باور مردم درباره‌ی قرآن نه تنها نقش مهم در نحوه‌ی اثرپذیری آنان از این منبع مهم معرفتی و فرهنگی دارد؛ بلکه در انجام سایر باورهای دینی نیز اثرگذار است. داشتن باور درست نسبت به قرآن و جایگاه واقعی آن پیش نیاز تأسی و عمل به باورهای اسلامی است. بهره‌مندی از این چراغ هدایت قبل از هر چیز نیازمند داشتن باورهای درست به خود قرآن است. شکل گیری و رواج باورهای نادرست نسبت به قرآن، فراهم ساختن زمینه‌های رویگردانی افراد و جامعه از باورهای قرآنی و محروم ساختن جامعه از پرتو هدایت قرآن است.(قبادی،1401،ص19)

در کشور ما اگرچه مطالعات چندانی در خصوص باورهای مردم نسبت به قرآن انجام نشده است؛ اما شواهد حاکی از آن است که در این جامعه نیز مانند سایر جوامع اسلامی، باورهای نادرستی نسبت به قرآن وجود دارد و قرآن در جامعه‎ی ما نیز از مهجوریت خارج نشده است. برخی از محققان معتقدند در جامعه اسلامی به‎طور عام قرآن از جایگاه رفیع برخوردار نیست؛ زیرا که زندگی مسلمانان عملا نه در حوزه‌ی بینش نه در حوزه‌ی گرایش و نه در حوزه‌ی رفتار آن‌گونه که قرآن می‌خواهد، شکل نگرفته است بهره‌مندی مسلمانان از قرآن اغلب منحصر است در زینت بخشی سفره عقد، بدرقه مسافر، ورود به خانه جدید، بوسیدن و استخاره کردن، سوگند خوردن و به سر گرفتن قرآن در شب های احیاء، کسب ثواب از تلاوت قرآن و ....  در این میان، تنها اندکی از مسلمانان باور درستی نسبت به قرآن دارند و آن را کتاب زندگی می‌دانند و تأسی به قرآن را لازمه‌ی تحصیل سعادت دنیوی و آخروی می‌دانند (فقهی زاده، اشرفی امین،1390: 152).با توجه به این باورهای نادرست که مقام معظم رهبری در پیامد این باورها فرمودند:« ما از قرآن دوریم؛ ما از قرآن بیگانه‌ایم؛ ما با مفاهیم قرآن ناآشنا‌ییم»(بیانات،7/2/1396)

با توجه به وجود باورهای نادرست و ناقص نسبت به قرآن و کارکردهای آن در جامعه، مقام معظم رهبری در راستای اصلاح تغییر و اصلاح این باورها و نگرش ها،بارها در باره نقش آفرینی و کارکردی قرآن نکات ارزشمندی را مطرح نمودند از جمله آن این سخنان بود که اظهار داشتند:« « برکات قرآن برکات بی‌انتهایی است. در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست، رفاه مادّی هست، تعالی معنوی هست، گسترش فکر و عقیده هست، شادی و سکینه‌ی روح هست؛ ... قرآن این است: یک قدرت فوق‌العاده و بی‌انتها که ما به قدر ظرفیّت خودمان باید بتوانیم ان‌شاءالله از آن استفاده بکنیم.»(بیانات،18/3/1395)اینگونه اظهارات ایشان در تبیین کارکردهای قرآن به صورت مکرر با این هدف بوده است که نگرش و باورهای مخاطبان نسبت به قرآن اصلاح شود که قرآن فقط برای کسب ثواب آخرتی و شاد کردن روح اموات و صرف تبرک جستن نازل نشده است بلکه دارای نقش مهمی در چگونه زیستن انسان در همین دنیا دارد.

بنا براین یکی از راهکارهای مهم و اساسی در دستیابی و تحقق کارکردهای قرآن کریم تغییر و اصلاح باورهای افراد و جامعه نسبت به قرآن می باشد.

2.پذیرش قلبی معارف قرآن 

آمادگی قلب و دل انسان نقش تعیین کننده ای در تحقق مهم ترین کارکرد قرآن یعنی هدایتگری دارد زیرا بدون خواسته قلبی هدایت واقعی بدست نمی آید و این آمادگی قلبی نیز باید از سوی خداوند داده شود چرا که قدرت اصلی تحول قلوب در دست خالق است از همین رو در دعاها آمده است «إِلهي هَب لي کمالَ الإِنقِطاعِ إِليک وأَنِر أَبصارَ قلوبِنا بِضياءِ نَظرِها إِليک، حتّى تَخرِقَ أَبصارَ القُلوبِ حُجبَ النُّور فتَصلَ إِلى مَعدنِ العَظمه، وتَصيرَ أَرواحَنا معلَّقه بعزِّ قُدسِک» (مجلسی،1403 ج۹۱ ص۹۹). خدايا کمال انقطاع به درگاهت را به من ببخش و ديده دلهاي مارا به تابش نظر خود روشن نما تا ديده هاي دل پرده هاي نور را بدرد و به سرچشمه عظمت و بزرگواري برسد.

 مقام معظم رهبری در ارائه راهکار برای بهره مندی از این کارکرد اساسی قرآن (هدایتگری) فرمودند:« اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنى را به‌آسانى قبول می کنید و در دل می پذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خداى متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماء(انعام/125)؛آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند سينه‌اش را براى (پذيرش) اسلام گشاده مى‌سازد و آن كس را كه (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد سينه‌اش را آنچنان تنگ مى‌سازد كه گويا مى‌خواهد به آسمان بالا برود».(بیانات،13/3/1393) ایشان در سخنی دیگر در این باره فرمودند:« فردی که می خواهد در طریق کار قرآن حرکت بکند، دل را برای مواجهه‌ی با حقیقت ناب قرآنی آماده کند.»(بیانات،27/8/1388) و در جایی دیگر فرمود:« باید از خدای متعال بخواهیم دل را جوری کند که در مقابل هدایت قرآنی و انگشت اشاره‌ ی قرآن، درس بگیرد، تأثیر بپذیرد.»(بیانات،31/5/1388)

مقام معظم رهبری در باره آثار و فواید پذیرش قلبی آیات نیز فرمودند:« اگر دلهایمان را ظرفِ پذیرنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی باران رحمت قرآن و باران هدایت قرآن قرار بدهیم، اگر دل را به قرآن بسپریم، برایمان راحت می شود. مقاصد شخصی، اغراض شخصی، منافع مادی، قدرت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طلبی، پول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طلبی، رفیق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازی، اینها موجب نخواهد شد که انسان این توصیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی قرآنی و هدایت قرآنی را فراموش کند؛ از دست بدهد؛ پشت سر بیندازد.»(بیانات،31/5/1388) ایشان در بیانی دیگر در مورد شرط بهره گیری از قرآن فرمودند:« با قرآن باید مثل آینه مواجه شد؛ پاکیزه، براق و بی‌زنگار؛ تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن باید در جان ما انعکاس پیدا کند؛ این همیشه و برای همه نیست؛ برای کسانی است که دلشان را با صفای باطن و نفس پاکیزه کنند؛ با ایمان، با باور و با قبول با قرآن مواجه شوند؛ والّا کسانی‌که دل معاند دارند، بنای برنشنیدن و نفهمیدن دارند، نوای قرآن، کلام قرآن و پیام قرآن در دل آنها اثری نمی‌کند؛ «ولو اَنَّنا نَزَّلنا اِلیهم الملائکة و کَلَّمَهُم المَوتی و حَشَرنا عَلَیهم کُلَّ شَی‌ءٍ قُبُلاً ما کانوا لِیُؤمِنوا اِلّا أن یَشاءَ اللَّهُ»(انعام/111)؛ اگر برای برخی افراد زمین را به آسمان بدوزی، این دلِ ناباور و زنگار گرفته، نزدیک نمی‌شود و ایمان نمی‌آورد. لذا قرآن را هم می‌خواند، اما به قرآن نزدیک نمی‌شود».(بیانات،14/7/1384).

3.تقواپیشگی 

تقوا اسم مصدر از ریشه « و ـ ق ـ ى »، در لغت به معناى پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده (ابن منظور،1412، ج 15، ص 378) و در ادبیات معارف اسلامى به معناى حفظ خویشتن از مطلق محظورات است؛ اعم از محرمات و مکروهات .( راغب اصفهانی،1412:، ص 881، «وقى») برخى ترک بعضى از مباحات را نیز در تحقق این معنا لازم دانسته اند ،( راغب اصفهانی،1412: ص 881) چنانکه پیامبراکرم ( صلى الله علیه وآله ) وجه نامگذارى پرهیزگار به متّقى را انجام ندادن برخى از مباحات به انگیزه پرهیز از حرام ها دانسته است (حر عاملی ، 1380، ج 11، ص 267)

بر اساس فرموده خداوند، تقواپیشگی از عوامل مهم در دستیابی به کارکرد هدایتگری قرآن می باشد« ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین»(بقره:2) هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ(آل عمران / آیه 138) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(حديد / آیه 28) این آیات نشانگر آن است که داشت تقوا نقش تعیین کننده ای در بهره یافتن از هدایت های قرآن کریم دارد.

كلمه«هدايت» در قرآن در مورد فراوانى استعمال شده است ولى ريشه و اساس همه آنها به دو معنى بازگشت مى‌كند:

الف)« هدايت تكوينى» كه در تمام موجودات جهان وجود دارد (منظور از هدايت تكوينى رهبرى موجودات به وسيله پروردگار زير پوشش نظام آفرينش و قانونمنديهاى حساب شده جهان هستى است).

قرآن مجيد در اين زمينه از زبان موسى ع مى‌گويد: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‌ كُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‌:« پروردگار ما همان كسى است كه همه چيز را آفريد و سپس آن را هدايت كرد»(طه/ 50).

ب)« هدايت تشريعى» كه به وسيله پيامبران و كتابهاى آسمانى انجام‌مى‌گيرد و انسانها با تعليم و تربيت آنان در مسير تكامل پيش مى‌روند، شاهد آن نيز در قرآن فراوان است از جمله مى‌خوانيم:« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا:« آنها را راهنمايانى قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مى‌كنند» (انبياء/ 73).

چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران است؟

بدون شک قرآن براى هدايت همه جهانيان نازل شده، ولى چرا در آيه فوق هدايت قرآن مخصوص پرهيزكاران معرفى گرديده؟علت آن اين است كه تا مرحله‌اى از تقوا در وجود انسان نباشد (مرحله تسليم در مقابل حق و پذيرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است) محال است انسان از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبياء بهره بگيرد.

به تعبير ديگر: افراد فاقد ايمان دو گروهند: گروهى هستند كه در جستجوى حقند و اين مقدار از تقوا در دل آنها وجود دارد كه هر جا حق را ببينند پذيرا مى‌شوند.گروه ديگرى، افراد لجوج و متعصب و هوا پرستى هستند كه نه تنها در جستجوى حق نيستند بلكه هر جا آن را بيابند براى خاموش‌كردنش تلاش مى‌كنند.

مسلماً قرآن و هر كتاب آسمانى ديگر تنها به حال گروه اول مفيد بوده و هست و گروه دوم از هدايت آن بهره‌اى نخواهند گرفت.و باز به تعبير ديگر: علاوه بر« فاعليت فاعل»« قابليت قابل» نيز شرط است، هم در هدايت تكوينى و هم در هدايت تشريعى.زمين شوره‌زار هرگز سنبل بر نيارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد، بلكه بايد زمين آماده باشد تا از قطرات زنده كننده باران بهره گيرد.

سرزمين وجود انسانى نيز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود، بذر هدايت را نمى‌پذيرد، و لذا خداوند مى‌فرمايد:« قرآن هادى و راهنماى متقيان است».مکارم شیرازی،1371،ج1ص68)

بنا بر این بر اساس فرموده مقام معظم رهبری  زمانی  ما می توانیم از این کارکرد قرآن(هدایتگری) استفاده نماییم که تقوا وجود داشت باشد، در این صورت هدایت به معنای واقعی کلمه و به تمام معنی‌الکلمه در اختیار ما خواهد بود. (بیانات،25/1/1400)

4.خشیت الهی(نرمى و ذلّت قلبى در برابر خداى قاهر)

خشوع، فروتنى و سر فرود آوردن است ؛ (ابن فارس،1404، ج 2، ص 182، )عملى منسوب به قلب، که فاعل آن، خشوع شونده را بالاتر از خود مى بیند و از روى خوف بوده، تکلّفى در آن نیست. با اینکه گفته شده، خشوع و خضوع از لحاظ معنا متقارب هستند ،( عسکری،بی تا، ص 216، «خشوع».)ولى خضوع در بدن و خشوع اعمّ از آن ( در بدن، صدا و چشم ) است . (فراهیدی،1409، ج 1، ص 490، «خشع».)

خشوع در فرهنگ اسلامى به معناى تذلّل در برابر خدا به کار مى‌رود و در کتاب‌هاى اخلاقى معمولاً از آن در میان مباحث نماز یاد شده است.

داشتن خشیت الهی از دیگر راهکارهای دستیابی به کارکردهای قرآنی است که خود قرآن به آن اشاره کرده است  در آیه 11 از سوره یاسین آمده است «اِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَ خَشِیَ الرَّحمنَ بِالغَیبِ فَبَشِّرهُ بِمَغفِرَةٍ وَ اَجرٍ کَریم» و در آیه 2 سوره طاها نیز آمده است « ما اَنزَلنا عَلَیکَ القُرءانَ لِتَشقی، اِلّا تَذکِرَةً لِمَن یَخشی» در این دو آیه خداوند خطاب به رسول گرامی می فرماید آن افرادی از این قرآن و انذارها و تذکراتش بهره مند می شوند که اهل خشیت هستند.

از امام صادق (علیه ‌السلام)  در باره نقش  خشیت الهی در محفوظ ماندن از شر شیطان روایت شده است که فرمود: «قاری قرآن، محتاج به سه چیز است: دلی خاشع، ..؛ زیرا هرگاه دل او خاشع باشد شیطان از او می‌گریزد. فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ قَلْبٍ خَاشِع‌ ...»(منسوب به امام صادق(ع)1400 ؛ ص28).

مقام معظم رهبری در باره نقش تلاوت خاشعانه در دستیابی به کارکرد های قرآن فرمودند:« قرآن را هم باید با خشوع خواند. قرآن را اگر چنانچه بدون خشوع و با غفلت انسان بخواند، خیلی چیزی گیرش نمی‌آید، گاهی هیچ چیزی گیرش نمی‌آید، گاهی هم خدای نکرده اثرات عکس میبخشد. انسان قرآن را با توجّه، با خشوع، با اعتماد به بیان الهی -خدای متعال به وسیله‌ی قرآن دارد با شما حرف میزند- به این کیفیّت تلاوت بکند، آن وقت لذّت قرآن بر جان انسان می‌نشیند. ما اگر کشف کنیم لذّت تلاوت قرآن را، واقعاً دست برنمیداریم از تلاوت قرآن. مهم این است که تلاوت قرآن خودش را به ما نشان بدهد و آن لذّاتی را که در خواندن آیات و تدبّر در آیات الهی و در کلمات قرآن وجود دارد، انسان در جان خودش احساس کند. اگر بخواهیم این حاصل بشود، با خشوع باید قرآن را خواند.»بیانات،19/1/1392)

5. تدبر و تفکر در آیات الهی

تدبر و تفکر در آیات الهی از راهکارهایی است که می تواند زمینه دستیابی به معارف نورانی قرآن را برای انسان فراهم نماید این مسئله به قدری مورد توجه خداوند بوده است که دوری کنندگان از تدبر در قرآن را مورد سرزنش و مواخذه قرار داده است آنجا که فرموده است« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد/249)آيا در قرآن تدبّر و تأمّل نمى‌كنند يا بر دلهايشان قفل‌ها خورده است. در سوره «ص» آيه 29 نيز به مسئله تدبّر در قرآن سفارش شده است. «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» (ص/29)قرآن كتاب مباركى است كه ما آن را به سوى تو نازل كرديم تا در آياتش تدبّر شود و خردمندان پند گيرند.

مراد از« تدبر» که از ماده« دبر»(بر وزن ابر) است به معنى بررسى نتائج و عواقب چيزى است، به عكس تفكر كه بيشتر به بررسى علل و اسباب چيزى گفته مى‌شود، و به كاربردن هر دو تعبير در قرآن مجيد پر معنى است.( مکارم شیرازی، 1371:    ج‌21 ص   469).

مقام معظم رهبری نیز در باره نقش تدبر در بهره مندی از معارف قرآن فرموده است:«در قرآن، بیان، مثل بیان کتابهای بشری نیست که یک فصل‌بندی بکنند، موضوع‌بندی بکنند؛ نه، خدای متعال در قرآن گاهی با یک کلمه، با یک اشاره، یک دریای معرفت را به سمت انسان سرازیر می کند که اگر چنانچه تدبّر کنیم، اگر فکر کنیم، اگر ابعاد را بسنجیم، اگر از خرد بشری برای فهم آن استفاده بکنیم، گاهی معارف عجیبی در یک کلمه برای انسان حاصل میشود.(بیانات،25/1/1400) و در سخنی دیگر در باره نقش تدبر در تعمیق بخشی معارف قرآن فرمودند:« انس با قرآن و تدبر در آن، همچنین تدبر در ادعیه‌ی مأثوره‌ای که اعتبار دارد در تعمیق معرفت دینی خیلی نقش دارد.»بیانات،13/11/1388)

ایشان در بیانی دیگر در باره نقش تدبر در  جلا یافتن قلب بوسیله قرآن فرموده است:«ماه رمضان ماه قرآن است و حقّاً می توان در این ماه از هدایت قرآنی بهره برد. قرآن را بخوانیم، زیاد بخوانیم، با دقّت بخوانیم، با تدبّر بخوانیم، با توجّه به خدای متعال بخوانیم، از خود خدای متعال در تلاوت قرآن طلب کمک کنیم و بدانیم که دل با قرآن جلا پیدا میکند؛ این تعبیر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است که «وَ اِنَّ اللَهَ سُبحانَهُ لَم یَعِظ اَحَداً بِمِثلِ هَذَا القُرآن»؛ این خطبه‌ی بسیار زیبای صدوهفتادوششم نهج‌البلاغه است که امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در مورد قرآن بیان کردند و فقراتی از آن را ما گاهی در صحبتها خوانده‌ایم. اینجا می فرماید: وَ اِنَّ اللَهَ سُبحانَهُ لَم یَعِظ اَحَداً بِمِثلِ هَذَا القُرآن؛ خدای متعال در هیچ یک از کتابهای آسمانی، مثل قرآن آحاد بشر را موعظه نکرده، به آنها درس نداده، آنها را راهنمایی نکرده. فَاِنَّهُ حَبلُ اللهِ المَتینُ وَ سَبَبُهُ الاَمینُ وَ فیهِ رَبیعُ القَلب؛ بهار دل؛ دل را بهاری میکند، دل را باطراوت میکند، دل را سرسبز میکند، دل را زمینه‌ی رویاندن معارف و توجّهات حقیقی قرار میدهد؛ وَ فیهِ رَبیعُ القَلبِ وَ یَنابیعُ العِلمِ وَ ما لِلقَلبِ جِلاءٌ غَیرُه؛ این کلمه‌ی «جلا» در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است.(بیانات،.۱۴۰۰/۰۱/۲۵) ایشان در سخنی دیگر در باره لزوم تدبر در قرآن جهت بهره مندی از کارکرد قرآن فرمودند:« برادران عزیز همین که قرآن را در جیبمان بگذاریم کافی است؟ این‌که در هنگام سفر، از زیر قرآن رد شویم کافی است؟ امروز من می‌گویم، این‌که ما در جلسه‌ی تلاوت قرآن شرکت کنیم کافی است؟ این‌که حتی قرآن را با صدای خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذّت ببریم کافی است؟ نه. چیز دیگری لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبّر در قرآن است. باید در قرآن تدبّر کرد. خودِ قرآن در موارد متعدد از ما می‌خواهد که تدبّر کنیم. عزیزان من! اگر ما یاد گرفتیم که با قرآن به‌صورت تدبّر، اُنس پیدا کنیم، همه‌ی خصوصیاتی که گفتیم حاصل خواهد شد. ما هنوز خیلی فاصله داریم؛ پس باید پیش برویم. این‌که شما می‌بینید از اوّلِ انقلاب تا امروز، مسؤولین و دلسوزان کشور، قرآن را در تلاوت، در حفظ و در تعقیبِ مراسم مربوط به قرآن مطرح کرده‌اند، برای این است که ما به آنجا‌ نزدیک شویم»(بیانات،14/10/1373)

6. ترویج و نهادینه کردن مفاهیم قرآن

ترویج و نهادینه کردن مفاهیم قرآن از راهکارهای دستیابی به هدایت های استوار قرآن می باشد ،مقام معظم رهبری نیز در تبیین این راهکار فرمودند:« باید کاری کنیم؛ آن‌قدر تلاش کنیم که مفاهیم قرآنی جزو مفاهیم رایج و گفتمانهای عمومیِ ملّتهای مسلمان و کشورهای ما قرار بگیرد.»(بیانات،7/2/1396) و در سخنی دیگر نیز فرمودند:« آنچه اینجا عرض میکنم [این است که] ما معارفی در قرآن داریم، مفاهیمی در قرآن داریم که این مفاهیم حقیقتاً سازنده‌ی زندگی مقتدرانه و عزّتمندانه‌ی امّت اسلامی است؛ حقیقتاً مایه‌ی نجات امّت اسلامی از گرفتاری‌ها است؛ در قرآن این مفاهیم را داریم. برای اینکه این مفاهیم مورد عمل قرار بگیرد و تحقّق پیدا کند، اوّل باید این مفاهیم را جزو بیّنات افکار جامعه‌ی اسلامی قرار داد و کاری کرد که برای جامعه‌ی اسلامی این مفاهیم قطعی و روشن بشود که هیچ‌چیزی جلوی آن را نتواند بگیرد. ما در این مرحله هنوز گرفتاریم، ما در این مرحله هنوز مشکل داریم؛ باید کاری بکنیم که این مفاهیم در جامعه‌ی اسلامی تبدیل بشود به مسلّمات فکری، به رایج‌ترین افکار مشترک بین همه‌ی قشرهای مردم؛ این کاری است که باید در زمینه‌ی قرآن انجام بگیرد. این جلسات و این نشستن‌ها و این تلاوتها و این حفظ‌‌‌ها -که همه‌ی اینها لازم و حسنه است- مقدّمه‌ی آن فهم عمومی و درک عمومی است.»(بیانات،7/2/1396) و در بیانی دیگر در مشروط بودن اثر بخشی قرآن در زندگی به نهادینه شدن و قطعی شدت مفاهیم قرآن در جامعه فرمودند:«معنای اینکه ما می گوییم [اگر] به قرآن عمل کنیم، زندگی درست خواهد شد، این است. معارف قرآنی وجود دارد، این معارف باید تبدیل بشود به گفتمانهای عمومی در بین مردم؛ آن‌قدر تکرار بشود، آن‌قدر کار بشود، آن‌قدر درباره‌اش تحقیق بشود، آن‌قدر بنویسند، آن‌قدر شعرا و اُدبا و هنرمندان درباره‌ی آن کار هنری بکنند که اینها بشود جزو واضحات و بیّنات جامعه‌ی اسلامی؛ البتّه این نشدنی نیست، دور از دسترس هم نیست، خیال نکنند که حالا این کارها را اگر بخواهیم بکنیم، صد سال طول می کشد؛ نه، اگر اهل دل و اهل دین همّت بکنند، این کارها خیلی زود تحقّق پیدا می کند؛ باید این‌جور دنبال قرآن رفت. (بیانات،7/2/1396)

از راههای نهادینه شدن مفاهیم قرآن در جامعه که مورد نظر مقام معظم رهبری می باشد گسترش جلسات تفسیری در کشور می باشد ایشان در اجرای این راهکار فرمودند:««یک کار دیگر، جلسات تفسیر است؛ تفسیر هم بسیار بسیار مهم است. کسانی که میتوانند، کسانی که بلدند، عمدتاً آقایان روحانیّون محترم، فضلای محترم، کسانی که با قرآن اُنس دارند، مطالعه کنند، فکر کنند، مباحث تفسیری را بیان کنند، سطح معارف جامعه را بالا بیاورند. بالاخره اینکه فرمود: اِنَّ هذَا القُرءانَ یَهدى لِلَّتی هِیَ اَقوَم؛(اسراء/9) این قرآن «اقوَم» را -«اَقوَم» یعنی استوارتر، بهتر، قوی‌تر، باقوام‌تر- به شما نشان میدهد، شما را به سمت «اقوَم» راهنمایی [میکند]؛ «اقوَم» در چه چیزی؟ «اقوَم» در زندگی دنیایتان، «اقوَم» در کسب عزّتتان، «اقوَم» در ایجاد حکومتتان و «اقوَم» در زندگی حقیقی و حیات اخروی‌تان که آن حیات حقیقی است -لَهِیَ الحَیَوان-(عنکبوت/64) معارف قرآنی وقتی همه‌گیر بشود، این جوری میشود. البتّه امروز ما بحمدالله خیلی پیشرفت کرده‌ایم؛ امّا کم است؛ نسبت به آنچه باید باشد کم است، با اینکه نسبت به گذشته بسیار زیاد است؛ لکن بیشتر از این [باید باشد.] باید جوری بشود که جامعه‌ی ما، مرد و زن ما، جوانهای ما با معارف قرآنی اُنس بگیرند؛ اصلاً معارف قرآنی حاکم بر ذهنها باشد. اگر این شد، قدرت استدلال به وجود می‌آید، قوّت دفاع به وجود می‌آید، ایمانها کامل می شود، حرکتها [به نتیجه میرسد](بیانات،16/2/1398).

7. اُنس با قرآن

اُنس دایمی با قرآن یکی از راهکارهای دستیابی به آثار و کارکردهای نورانی قرآن است از همین رو در بعضی از روایات نسبت به استمرار تلاوت بعضی از آیات و سوره های قرآن در هر شب و روز که فراهم کننده اُنس با قرآن است توصیه شده است به عنوان نمونه در باره سوره نور آمده است  که امام صادق (علیه السلام) در فضیلت تلاوت سوره نور فرموده است:«اموال و دامان عفت خود را با تلاوت سوره نور محفوظ دارید، و هم چنین به وسیله آن همسران خود را (از سقوط در دامان فساد) حفظ کنید، هر کس هر شب یا هر روز این سوره را بخواند، هیچ یک از خانواده او گرفتار بی‌عفتی نخواهد شد؛«حَصِّنُوا أمْوالَکُمْ وَ فَرُوجَکُمْ بِتِلاوَةِ سُورَةِ النُّورِ وَ حَصِّنُوا بِها نِسائَکُمْ فَاِنَّ مَنْ أدْمَنَ قَرائَتَها فِی کُلِّ یَوْمٍ أوْ فِی لَیْلَةٍ لَمْ یَزْنِ أحَدٌ مِنْ بَیْتِهِ أبَداً حَتّی یَمُوتَ؛»( طبرسی،1372، ج ۷، ص ۱۲۲)

اُرنِست رِنان فرانسوی در باره نقش اُنس با قرآن در دستیابی به جذابیت های قرآن می‌گوید: «در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همه آن‌ها را بیش از یک بار مطالعه نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هایی که فقط زینت بخش کتابخانه من است ولی یک جلد کتاب که همیشه جلب نظر می‌کند و هر وقت خسته می‌شوم و می‌خواهم دریایی از کمال به رویم باز شود آن را مطالعه می‌کنم و از مطالعه زیاد آن خسته نمی‌شوم کتاب قرآن است». ( جمعی از نویسندگان،1366 ، ص744)

مقام معظم در باره راهکار دستیابی به این کارکرد زیبا و تاثیر گذار قرآن فرموده است:«قرآن یک اثر هنری بی‌نظیر است، یعنی یک جنبه‌ی از عظمت قرآن و اهمّیّت قرآن عبارت است از زیبایی هنری قرآن؛ اتّفاقاً آن چیزی که در درجه‌ی اوّل دلها را مثل مغناطیس به سمت اسلام جذب کرد، همین جنبه‌ی هنری قرآن بود. عربها، هم موسیقی الفاظ را می فهمیدند، هم با زبان ادب آشنا بودند -در آن محیط عربی این جوری بود- ناگهان دیدند یک پدیده‌ای وسط آمد که شبیه آن را نشنیده‌اند؛ نه شعر است، نه نثر است امّا یک پدیده‌ی هنری فوق‌العاده است. این همان چیزی است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میفرماید: ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیق؛(آمدی،1395،:ج1ص236) «اَنیق» یعنی آن زیبایی شگفت‌آور، آن زیبایی‌ای که وقتی انسان در مقابل آن قرار میگیرد، به حیرت می‌افتد؛ زیبایی در قرآن این جوری است. البتّه ما فارس‌زبانها یعنی غیر عرب‌زبان‌ها و خیلی از عرب‌زبان‌ها این توفیق را ندارند که این زیبایی را درک کنند؛ [ولی] با اُنس زیاد با قرآن میشود درک کرد. وقتی انسان با قرآن اُنس بگیرد، زیاد تلاوت کند، زیاد بشنود، آن وقت میفهمد که غیر از جنبه‌ی معنوی، این زبان، این جملات، چقدر شیوا است، چقدر زیبا است.»(بیانات،16/2/1398). 

مقام معظم رهبری نیز در باره ضرورت اُنس با قرآن در طول سال  و نقش آن در تحقق کارکردهای قرآن فرمودند:« اشکال سوم این است که ما در ماه مبارک رمضان که ماه تلاوت قرآن و ماه نزول قرآن و ماه جلسات است و ما هم که این جلسه را داریم و جلسات فراوانی هم در مساجد و محافل گوناگون است، ماه رمضان که تمام شد، قرآن را ببندیم و ببوسیم و بگذاریم کنار،این نباید اتفاق بیفتد. قرآن را بایستی از خودمان جدا نکنیم. دائم باید با قرآن مرتبط و مأنوس باشیم. حالا در روایات دارد که هر روز لااقل پنجاه آیه‌ی قرآن بخوانید. « يَنبَغي لِلرَّجل إذا أصبَحَ أن يَقرَأ بَعدَ التَّعقيب خَمسينَ آية، سزاوار است براي انسان بعد از تعقيب نماز صبح پنجاه آيه از قرآن را تلاوت كند » (طوسی، 1365، ج 2، ص 138.) و در روایت دیگر نیز آمده است« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَی خَلْقِهِ فَقَدْ ینْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ ینْظُرَ فِی عَهْدِهِ وَ أَنْ یقْرَأَ مِنْهُ فِی کُلِّ یوْمٍ خَمْسِینَ آیهً».( حر عاملی، 1380، ج6، ص198)قرآن عهد خداست به سوی خلق، از همین رو سزاوار است هر مسلمانی هر روز در این عهد نظر کند و پنجاه آیه را قرائت نماید.البته این قرائت پنجاه آیه، یکی از معیارهاست. اگر نتوانستید، روزی ده آیه‌ی قرآن بخوانید؛ نگوئید سوره‌ی حمد را میخوانم و این چند آیه‌ی سوره‌ی حمد با چند آیه‌ی سوره‌ی قل‌هواللَّه - یک رکعت - میشود همان ده آیه‌ای که فلانی میگوید. نه، غیر از آن قرآنی که در نماز میخوانید - چه نماز نافله، چه نماز فریضه - قرآن را باز کنید، بنشینید، با حضور قلب، ده آیه، بیست آیه، پنجاه آیه، صد آیه بخوانید. قرآن را برای تدبر کردن و فهمیدن و استفاده کردن بخوانید.»(بیانات،22/6/1386).

ایشان در بیانی دیگر خطاب به بچه های در شرف تکلیف فرمودند: «عزیزان من، فرزندان من! من توصیه میکنم از همین حالا، از همین روزها و ماه‌هایی که تشرّف به تکلیف پیدا کرده‌اید، رابطه‌ی خودتان را با خدای متعال مستحکم کنید... عزیزان من! با قرآن انس داشته باشید؛ با قرآن انس پیدا کنید. هر روز یک مقداری -ولو چند آیه- قرآن بخوانید و توجّه به معانی قرآن پیدا کنید. قرآن انسان را هدایت میکند: اِنَّ هذَا القُرءانَ یَهدی لِلَّتی هِیَ اَقوَم؛(اسراء/9) انسان را به راه راست هدایت میکند»(بیانات،11/5/1395)

مقام معظم رهبری در باره نقش اُنس زنان با قرآن در رفع مشکلات جامعه نیز فرمودند:« اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد.»(بیانات،28/7/1388) ایشان در باره آثارگوناگون اُنس با قرآن فرمودند:« عزیزان من! قرآن نور است و حقیقتاً دل و روح را روشن می‌کند. اگر با قرآن اُنس پیدا کنید، می‌بینید که دل و جان شما نورانی می‌شود. به برکت قرآن بسیاری از ظلمات و ابهامها از قلب و روح انسان زدوده می‌شود. آیا این بهتر نیست؟ «یخرجهم من الظّلمات الی النّور». به‌وسیله‌ی قرآن است که خدای متعال می‌فرماید:«اللَّه ولیّ الّذین آمنوا یُخرجهم من الظّلمات الی النّور»(بقره/257). به برکت قرآن است که انسان از ظلمات اوهام، اشتباهات، خطاها و غلطها، به نور هدایت راه پیدا می‌کند. قرآن، کتاب معرفت است. ما در زمینه‌ی زندگی، در زمینه‌ی آینده، در زمینه‌ی تکلیف کنونی، در زمینه‌ی هدف از بودن و در بسیاری از زمینه‌های دیگر، خیلی از مسائل را نمی‌دانیم. بشر مشحون به جهالتهاست و قرآن برای انسان معرفت می‌آورد.قرآن کتاب نور، کتاب معرفت، کتاب نجات، کتاب سلامت، کتاب رشد و تعالی و کتاب قرب به خداست.»(بیانات،14/10/1373)

ایشان در باره نقش اُنس امت اسلام به قرآن در تعیین سرنوشتشان نیز فرمودند:« اگر ملت‌ها با قرآن انس می‌داشتند وضع کشورهای اسلامی جور دیگری بود. «مَنْ جَعَلَهُ أمَامَهُ قَادَهُ إلَى الْجَنَّة» هر کس به دنبال قرآن حرکت کند او را به بهشت خواهد برد «وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إلَى النَّار» و هر کس راه خود را از غیر قرآن انتخاب کند این کار او را به آتش هدایت خواهد کرد «هُوَ الدَّلِیلُ عَلَى خَیْرِ سَبِیل»(حر عاملی،1380،ج6ص171).(بیانات،15/12/1369)

‌8. قرآنی شدن فضای جامعه

از راهکارهای تحقق کارکردهای قرآن در جامعه ، قرآنی شدن فضای جامعه می باشد مقام معظم رهبری در این باره فرمودند:« عزیزان من! بدانید که امروز دنیای اسلام محتاج قرآن است. در مضامین آیات سوره‌های آل‌عمران، بقره، انبیاء و احزاب، که دوستان شما در این‌جا خواندند، مطالبی وجود دارد که امروز علاج دردها و ضعفهای دنیای اسلام است و اینهاست که ایمان انسان را عمیق و راسخ می‌کند؛ معرفت انسان را روشن و آگاهانه می‌کند؛ نیروی حیاتی انسان را به میدان می‌آورد و از آنها کار می‌کِشد. آن وقت جامعه‌ای با این خصوصیات، هم ترقّی می‌کند، هم روحیه می‌گیرد. وقتی جامعه‌ای روحیه‌اش قوی شد، دشمن نمی‌تواند به آن زور بگوید. وقتی زورگویان دنیا بخواهند سوار فرد، جماعت و یا ملتی شوند، اوّلین اقدامشان این است که روحیه‌ی آن فرد یا ملت را بشکنند و احساس توانایی و ایستادگی‌اش را از بین ببرند. تا زمانی که احساس قدرت و توانایی و روحیه در یک ملت و جماعتی وجود دارد، هیچ‌کس نمی‌تواند بر آن فائق آید؛....این کار، احتیاج دارد به این‌که فضا قرآنی شود.»(بیانات،6/8/13829) در سخنی دیگر نیز فرمود:« اگر ملتی بتواند از طریق انس با قرآن، خود را در فضای قرآنی قرار دهد، در فضای معرفتی قرآن قرار دهد، خواهد توانست مشکلات خود را برطرف کند. مشکل بزرگ مسلمانان دنیا دوری از قرآن است؛ علاج هم برگشت به قرآن است.»(بیانات،9/8/1379)

9. عمل کردن به مفاهیم کاربردی قرآن

قرآن بر اساس فرموده رسول خدا (ص) زمانی گره گشای مشکلات انسانها می باشد که مورد تمسک و عمل قرار گیرد« إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ .»(دیلمی،1375:ج1 ص131) همانا من دو چيز گرانبها در ميان شما مى‌گذارم كه اگر شما بر آن دو چنگ بزنيد(عمل کنید) هرگز گمراه نخواهيد شد ، يكى كتاب خدا و ديگرى  اهل بیت من است اين دو از هم جدا نمي شوند تا اينكه  درروز قیامت کنار حوض بر من وارد شوند.

مقام معظم در باره نقش عمل کردن  به قرآن در تحقق کارکرد قرآن برای حل مشکلات فرموده است:« قرآن، هم کتاب علم و معرفت است یعنی دل را و اندیشه‌ی انسانی را سیراب می کند -قرآن برای آن کسانی که اهل معرفت‌آموزی هستند یک سرچشمه‌ی تمام‌نشدنی است- لکن علاوه‌ بر اینها قرآن دستور زندگی هم هست؛ قرآن علاوه‌ بر جنبه‌ی معرفتی و معرفت‌آموزی دستورات کاربردی دارد برای زندگی؛ یعنی محیط زندگی را آباد می کند، زندگی را از امنیّت و سلامت و آسایش برخوردار می کند. یَهدی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَه سُبُلَ السَّلام(مائده/16). راه‌های سلامت را، راه‌های امنیّت را، راه‌های آسایشِ در زندگی را به انسانها نشان میدهد. انسانها در طول تاریخ دست‌‌‌به‌گریبانِ ظلم و تبعیض و جنگ و ناامنی و لگدمال شدن ارزشها بوده‌اند، امروز هم هستند؛ راه علاج اینها قرآن است. اگر به قرآن عمل کنیم همه‌ی این مشکلات برطرف می شود».بیانات،6/2/1399)

در قرآن نیز این نکته مورد توجه قرار گرفته است که پیروی عملی قرآن سبب خروج از ظلمات و مشکلات می شود.« يَهدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ بِإِذنِهِ وَيَهديهِم إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ»(مائده/16)خداوند به وسیله قرآن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نیز در مورد نقش عمل در دستیابی به کارکرد شفاعت و هدایتگری قرآن فرموده است‌:« هر كس قرآن را بياموزد و قرآن را آموزش دهد و به آنچه در آن است، عمل كند، قرآن، شفيع او و راه‌نماى او به سوى بهشت خواهد بود».( مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وعَلَّمَهُ وأخَذَ بِما فيهِ، كانَ لَهُ شَفيعاً ودَليلًا إلَى الجَنَّةِ.( متقی هندی، 1397: ج 1 ص 531 ح 2376.)

عبدالرحمان سلمی می گوید: کسانی که خدمت رسول الله (صلی الله علیه و آله) رسیده، از ایشان قرائت فرا گرفته بودند برای ما بیان کردند که اصحاب ده آیه از آن حضرت فرا می گرفتند و تا آن ده آیه را به مرحله علم و عمل نمی رسانند، سراغ ده آیه بعد نمی رفتند.؛ وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِی قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْ کَانَ یقْرِئُنَا مِنْ أَصْحَابِهِ أَنَّهُمْ کَانُوا یأْخُذُونَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم عَشْرَ آیاتٍ فَلَا یأْخُذُونَ فِی الْعَشْرِالْآخَرِ حَتَّی یعْلَمُوا مَا فِی هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ. (مجلسی، 1403،ج89 ص 106)

رسول خدا (صلى الله عليه و آله)‌: در توصیه ای در باره پیامد ترک عمل به قرآن به ابن مسعود فرمود:« اى پسر مسعود! قرآن بخوان و از آنچه تو را از آن باز داشته است، باز ايست، كه اگر باز نَايستى، در واقع، آن را نخوانده‌اى. يَابنَ مَسعودٍ، اقرَإِ القُرآنَ وَانتَهِ عَمّا نَهاكَ القُرآنُ، فَإِن لَم تَنتَهِ فَلَستَ تَقرَؤُهُ.( دیلمی،1496: ج 5 ص 415 ح 8598)»

مقام معظم رهبری در مورد نقش عمل -که همان پیروی از قرآن است- در دستیابی جامعه به فلاح و رستگاری در سخنی فرموده است: «امروز جسم مبارک پیغمبر در میان ما نیست لکن «اَرسَلَهُ بِالهُدى وَ دینِ الحَقّ»؛(توبه/33) دین او، هدایت او همراه ما است. اگر از این نور تبعیّت کنیم، اگر مشمول این تعبیر قرآنی باشیم که «وَاتَّبَعُوا النّورَ الَّذی أُنزِلَ مَعَهُ»، آن‌وقت نتیجه‌اش این است که «اُولئکَ هُمُ المُفلِحون» (اعراف/157) تبعیّت از هدایت الهی و نوری که او آورد -که این نور، قرآن است و قرآن کتاب هدایت و کتاب نور است- تبعیّت از این هدیه‌ی الهی به وسیله‌ی پیغمبر اکرم به بشریّت، موجب این است که فلاح و رستگاری به بشر عطا بشود و عنایت بشود».(بیانات،4/9/1397).ایشان در سخنی دیگر در این باره فرمودند:« عزیزان من! این تلاوت که ما این قدر بر آن اصرار داریم، قدم اوّلِ لازم است. قرآن، خودش را به زبانهای مختلف تعریف می‌کند؛ از جمله این‌که می‌فرماید: «ان هذا القرآن یهدی للّتی هی اقوم»(اسراء/9)؛ یعنی قرآن، انسان را به بهترین راه، بهترین کار، بهترین نظام، بهترین شیوه، بهترین اخلاق و بهترین روشهای عمل فرد و جامعه هدایت می‌کند. امروز همه‌ی بشر محتاج قرآنند؛ اما ما مسلمانان اگر به قرآن عمل نکنیم، خسارتمان، بیشتر از دیگران است؛ چون ما این نسخه و این دستورالعمل را داریم، تجربه‌ی تاریخی آن را هم داریم. بشریت در صدرِ اوّل به برکت عمل به قرآن، در علم، در اخلاق، در عمل و در پیشرفتهای گوناگون مادّی و معنوی، اوج پیدا کرد. قرآن، همیشه زنده است. قرآن، نیازهای انسان را مورد توجّه قرار می‌دهد. قرآن در هر عصری می‌تواند بهترین نسخه‌ی سعادت انسانها باشد.»(بیانات،1/9/1377)

مقام معظم رهبری در نقش عمل کردن به قرآن در تغییر سرنوشت جامعه نیز فرمودند:« یک جامعه اگر به قرآن اقبال کند و قرآن را بفهمد و برطبق هدایت قرآن عمل کند قرآن به او کمک خواهد کرد و خدا دست او را خواهد گرفت و راه او را خواهد گشود و اگر پشت کند به قرآن ضربه خواهد خورد و این همان چیزی است که شما در جوامع اسلامی در طول قرن‌ها دیدید، چه عاملی موجب می‌شود که امروز در کشورهای اسلامی بسیاری از آحاد مردم حقائق روشن را درک نکنند؛ دوری از قرآن، نمی‌شود گفت ملت‌های اسلامی همه می‌خواهند موضع‌گیری دولت‌هایشان در قبال صهیونیست قاطع باشد در عین حال آن دولت‌ها جرأت می‌کنند که این موضع‌گیری قاطع را نداشته باشند. چنین چیزی امکان ندارد ملت‌ها خواب هستند»(بیانات،15/12/1369)

نتیجه: با بررسی و واکاوی انجام گرفته در اندیشه های مقام معظم معظم رهبری می توان به این نتیجه دست یافت که با عملیاتی نمودن راهکارهایی همچون، (تغییر و اصلاح باورها در باره قرآن،پذیرش قلبی معارف قرآن، برخورداری ازخشیت الهی،تدبر و تفکر در آیات، ترویج و نهادینه نمودن مفاهیم قرآن،اُنس و ارتباط دایمی با قرآن،قرآنی شدن فضای جامعه و عمل نمودن به مفاهیم کاربردی قرآن)  می توان به کارکردهای قرآن، همچون (هدایتگری،نیل به مقام رستگاری دنیوی و اُخروی،خروج از ظلمات و نجات از مشکلات گوناگون،شفا یافتن دردها،نورانیت دلها،تحقق عدالت و وحدت امت اسلام و...)دست یافت.

فهرست منابع

1. قرآن

2.آن ماری روشبلاو و اُدیل بورنیون، 1371، روان‌شناسی اجتماعی، ترجمه سید محمد دادگران،تهران،نشر مروارید.

3. ابن منظور، محمد بن مکرم، 1414،لسان العرب، بیروت، دار الصادر.

4.احمد بن فارس ابوالحسن،1404،معجم مقاییس الغه، قم،مکتب الاعلام الاسلامی.

5.اردبیلی جعفر،1379،تاثیرات متقابل دین و سنت‌های اجتماعی،تهران،موسسه فرهنگی هنری علم و ادب.

6.امین محسن،1345،دایره المعاف الشیعه،تهران،کتاب فروشی اسلامی

7. انوری، حسن، 1381فرهنگ بزرگ سخن، تهران، انتشارات سخن، تهران.

8. تمیمی آمدی عبدالواحد،1397،غررالحکم ودررالکلم،قم،دارالحدیث.

9.جمعی از نویسندگان،1366،دایره المعارف تشیع،تهران،انتشارات حکمت.

10.حر عاملی محمد بن حسن،1380،وسایل الشیعه،قم،انتشارات دهقان.

11. دشتی، محمد،1379، ترجمه نهج البلاغه، قم، مشهور.

12.دیلمی،ابو شجاع، 1496،الفردوس بمأثور الخطاب،بیروت،دارالکتب العلمیه.

13.دیلمی، حسن؛ 1375،إرشاد القلوب إلى الصواب، تهران، انتشارات اسوه.

14. دهخدا، علي اكبر،1377، لغت نامه، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم،.

15. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ۱۴۱۲ ،المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، بیروت، دارالعلم.

16.سایت مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای khamenei.ir.

17.طبرسی، فضل بن حسن؛ 1372،مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو.

18.طوسی محمد بن حسن ، 1365،تهذیب،تهران، دارالکتب السلامیه.

19. عسكري، أبو هلال، الفروق اللغويه، دار العلم والثقافة للنشر والتوزيع، القاهرة، بی تا.

20. فراهيدي، خليل بن احمد،، 1409 ق، العين، تحقيق مهدي المخزومي، ابراهيم السامرائي؛ تصحيح اسعد الطيب، قم، در الهجره

21.فقهی زاده عبدالهادی،اشرفی امین یونس ،راهکارهای مهجوریت‌زدایی از آموزه‌های سیاسی اجتماعی از دیدگاه امام خمینی (ره)،فصل نامه حکومت اسلامی،پاییز 1391،شماره 65،ص 151ت177. 152

22.قبادی علی رضا،1402،شناسایی، سنجش و ریشه یابی باورهای نادرست اجتماعی و فرهنگی درباره‎ی قرآن،قم، انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

23. کریمی نیا، محمد مهدی، 1386،همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بین الملل، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.

24. کلینی، محمد بن یعقوب،1407، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم.

25.مجلسی، محمّدباقر، 1403،بحارالأنوار الجامعۀ لدرر اخبار الأئمۀ الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.

26. متقی هندی،کنزالعمال،1397،تصحیح صفوه السقا، بیروت مکتبه التراث.

27. معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، موسسه‌ انتشارات‌ امیرکبیر، 1391، ش.

28. مكارم شيرازى، ناصر،1371، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دار الكتب الإسلامية ‌، چاپ دهم .

29.منسوب به امام صادق(ع)1400،مصباح الشريعة،بیروت،موسسه الاعلمی للمطبوعات.

30. هوشیار، محمد باقر،1335، اصول آموزش و پرورش، تهران، دانشگاه تهران.